به گزارش آفتاب شرق
در روزهای تازه ماجرای برگزاری یک ایونت در یکی از کافههای تهران که در آن دختران دهه هشتادی به جستوجو یافتن «شوگر ددی» در بین مردان دهه شصتی بودند، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی اشکار کرد.
صرفنظر از جنبه نمایشی این چنین اتفاقاتی، سوال مهم این است که آیا ازدواج با فاصله سنی ۲۰ سال یا زیاد تر انتخابی سالم و پایدار است؟ بهگفتن روانشناس، باید او گفت این نوع ازدواجها در زیاد تر موارد با چالشهای جدی همراه می باشند که باید مورد دقت این چنین دختر و پسرهایی قرار گیرد.
چرا این نوع ازدواجها پرخطرند؟
۱ -تفاوت مرحله رشد روانی و اضطراب
انسانها در هر دهه از زندگی، دغدغهها و نیازهای متغیری دارند. دختر ۲۰ ساله در مرحله کشف هویت فردی، تواناییگری و ساختن آینده است، در حالی که مرد ۴۰ ساله طبق معمولً به جستوجو ارامش شغلی، امنیت مالی و بعضی اوقات اسایش سپس از سالها تلاش است. این تفاوت در برتریها جهت میشود دو طرف نتوانند فهمیدن عمیقی از یکدیگر داشته باشند. مرد امکان پذیر رفتارهای دختر را «بیارامش» و «کودکانه» ببیند و دختر هم مرد را «خسته» یا «بیشوق» فکر کند.
۲- نبوده است توازن قوت در رابطه
یکی از با اهمیت ترین خطرات این نوع ازدواجها، نابرابری قوت است. هنگامی یکی از طرفین از نظر اقتصادی، اجتماعی و حتی توانایی زندگی بر فرد دیگر تسلط دارد، رابطه از اعتدال خارج میشود. دختر جوان امکان پذیر برای بقا و امنیت به این رابطه تن دهد، در حالی که آزادی تصمیمگیری و رشد فردیاش محدود شود. این چنین نابرابریای میتواند عرصهساز وابستگی ناسالم، کنترلگری و حتی سوءاستفاده عاطفی باشد.
۳- سختی اجتماعی و قضاوت اطرافیان
ازدواجهایی با فاصله سنی زیاد مدام در معرض نگاه قضاوتگرانه جامعه قرار دارند. خانوادهها، دوستان و حتی محیط کاری امکان پذیر این رابطه را «ناجور» یا «غیرطبیعی» برداشت کنند. این فشارها میتواند به تنهایی برای تشکیل استرس مزمن در زندگی مشترک کافی باشد و زوج را از داشتن یک پیوند آرام باز دارد.
۴- تفاوت در نیازهای جسمانی و سبک زندگی
میل به توانایی تفریحات، سفر، فعالیتهای اجتماعی و حتی مقدار انرژی در دو طرف کاملاً متفاوت است. فرد ۲۰ ساله تا این مدت در اوج نشاط بدنی است، در حالی که شریک ۴۰ ساله امکان پذیر ترجیح دهد زندگی آرامتری داشته باشد. همین تضاد در سبک زندگی، با گذر زمان تبدیل به شکاف بزرگی در رابطه میشود.
۵- چالشهای آیندهنگرانه
باید در نظر داشت که با افزایش فاصله سنی، تفاوت در موقعیتهای حیاتی آینده پررنگتر خواهد شد. هنگامی زن در اغاز ۴۰ سالگی است، مرد شریک زندگیاش داخل دهه ۶۰ میشود؛ دورانی که مسائل سالمندی، بیماری و بازنشستگی اغاز میشود. این تفاوت امکان پذیر بار سنگینی بر دوش همسر جوانتر بگذارد که خود تا این مدت نیازمند حمایتو همراهی است.
۶- پیامدهای روانی برای فرزندان
اگر این چنین زوجهایی تصمیم به فرزندآوری بگیرند، چالشها دوچندان خواهد شد. کودکی که پدری ۶۰ ساله دارد امکان پذیر در روبه رو با قیاسهای اجتماعی دچار حس خجالت یا طردشدگی شود. این چنین گمان روبه رو زودهنگام با بیماری یا فقدان والد مسنتر وجود دارد که برای رشد روانی فرزند صدمهزاست.
مسئله نهایی
یقیناً نمیتوان همه روابط با فاصله سنی زیاد را مطلقاً ناکامیخورده دانست. عوامل شخصیتی، سطح بلوغ اضطراب و کیفیت ربط میتوانند در پیروزی نقش داشته باشند. با این حال، تواناییهای بالینی مشخص می کند این چنین ازدواجهایی زیاد تر از ازدواجهای متعادل در معرض خطر می باشند. تفاوت در مرحله های زندگی، نابرابری قوت و سختی اجتماعی عواملیاند که بهمرور زمان رابطه را فرسوده میکنند. به این علت پیشنهاد روانشناسی آن است که پیش از ورود به این چنین روابطی، افراد با دیدی واقعبینانه به پیامدهای طویل مدت نگاه کنند و تنها به انگیزههای مختصرزمان همانند جذابیت مالی یا شوق اولیه اکتفا نکنند. ازدواج موفق بیشتر از هر چیز نیازمند همسطحی در توانایی، اهداف و قیمتهای زندگی است؛ چیزی که فاصله سنی ۲۰ ساله طبق معمولً امکان آن را محدود میکند.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
