به گزارش آفتاب شرق
در این عرصه محمد رحیمی ـ جامعهشناس و استاد دانشگاه – چالشهای مجازی همانند «عقاب خونی» را نمادی از تغیرات عمیق فرهنگی و روانی در جامعه معاصر دانست که بستر آنها شبکههای اجتماعی مجازی است و او گفت: این شبکهها عرصهای فراهم کردهاند تا افراد، بهاختصاصی نوجوانان و جوانان، هویتهای متنوع و حتی متضاد بسازند و با نمایش رفتارهای شوقانگیز و زیاد تر مخاطرهآمیز، برای جلب دقت و کسب محبوبیت داخل رقابت شوند. این چنین چالشهایی نه تنها فرصتی برای ابراز فردیت و همرنگی با جمع فراهم میکنند، بلکه به نوعی انعکاسی از فشارها، اضطرابها و مشکلاتهای هویتی جوانان در دنیای پیچیده امروز به شمار میروال که از طریق این رفتارهای نمادین و اضطراب، تلاش میکنند جایگاه خود را در جامعه دیجیتال اشکار کنند.
او اصرار کرد: از منظر فرهنگی و روانی، این روندها میتوانند بیانگر ضعف یا تحول در هنجارهای سنتی و قیمتهای پایدار جامعه باشند که تحت تأثیر زیاد انتقال سریع اطلاعات و الگوهای جهانیسازی فرهنگی دچار دگرگونی شدهاند. هماین چنین شدت گرفتن نیاز به دیده شدن، همراه با افزایش تنشها و فشارهای روانی، تبدیل روی آوردن به راه حلهایی شده است که گاه به سلامت جسمی و روانی صدمه میرسانند. این چالشها در نهایت بازتابی از نیازهای پیچیده نسل تازه برای تعلق، جلب دقت و مقابله با شرایط روانی اجتماعی ناگوار می باشند که راهحلی موقتی و پرخطر در بستر فضای مجازی یافتهاند.
نیاز شدید نوجوانان به تایید اجتماعی
این استاد دانشگاه درمورد این که چرا این چنین چالشهایی زیاد تر در بین نوجوانان و جوانان بیشتر مورد استقبال قرار میگیرند؟ گفت: به باور بنده این گروه سنی در مرحلهای از رشد قرار دارند که نیاز شدیدی به قبول اجتماعی، جلب دقت و پذیرفتن از سوی همسالان حس میکنند. شراکت در چالشهای وایرال شده، نه تنها راهی برای دیده شدن و عضویت در یک روال جمعی است، بلکه امکانی برای توانایی شوق، ابراز هویت فردی و تخلیه انرژیهای روانی و احساسی در اختیارشان میگذارد. الگوبرداری از سلبریتیها و همسالان، تمایل به متفاوت بودن و کنجکاوی نسبت به رفتارهایی که مرزهای معمول اجتماعی را جا به جا میکند نیز از دیگر عوامل روانی مؤثر بر گرایش نوجوانان به این چالشها می باشند.
او با گفتن این که استقبال زیاد تر نوجوانان و جوانان از چالشهای مجازی ناشی از ترکیب خواستههای طبیعی رشدی این دوره از زندگی و ویژگیهای فضای دیجیتال است، اظهار کرد: در این سنین، نیاز به جلب دقت، پذیرفتن همسالان و شکلدهی هویت شخصی نیرومندتر شده و تمایل به توانایی شوق و آزمودن مرزهای اجتماعی شدت میگیرد. از نظر دیگر، ساختار مغزی نوجوان که تا این مدت در حال تکامل است، علتافزایش ریسکپذیری و پیروی رفتارهای پرخطر میشود. فضای مجازی با امکانات گسترده برای دیده شدن سریع، دریافت پاداشهای اجتماعی (همانند لایک و فالوور) و الگوبرداری از ترندها، این تمایلات را تحکیم میکند و به نوجوانان فرصتی میدهد تا در قالب چالشهای شوقانگیز، هویت خود را ابراز دهند و در گروههای اجتماعی دیجیتال جایگاه خود را اشکار کنند.
هنگامی شبکههای اجتماعی معنی زندگی را میسازند
رحیمی با اصرار بر این که شبکههای اجتماعی نقشی کلیدی در ترویج و تشدید چالشهای مجازی دارند، فرمود: این شبکهها با فراهم کردن بستری برای ربط گسترده، انتشار کردن سریع و الگوریتمهای جذب مخاطب، امکان وایرال شدن هر نوع چالشی را فراهم میکند. نوجوان و جوانان امروزه در میدانهایی چون اینستاگرام، تیکتاک، دیسکورد و گروههای تلگرامی معناهای زندگی را میسازند. این شبکهها با تشکیل سازوکارهایی همانند لایک، کامنت و اشتراکگذاری، تمایل کاربران به جلب دقت و دیده شدن را تحکیم میکنند و رقابت برای عضویت در روندهای جمعی و ثبت رکورد را بین نوجوانان و جوانان شعلهور میسازند.
او افزود: هماین چنین الگوبرداری از سلبریتیها و اینفلوئنسرها، تشکیل حس تعلق به یک جمع بزرگ، دسترسی آسان به محتوای جهانی و امکان تکرار و تحول سریع محتواها علتمیشود این چالشها نه تنها به شدت گسترش یابند، بلکه شدت و تنوع بیشتری اشکار کنند. به این علت شبکههای اجتماعی نه فقط بستر انتشار کردن، بلکه موتور محرک مهم این گونه رفتارهای جمعی در عصر دیجیتال می باشند.
نه سکوت نه پرداخت اضطراب؛ یک پیشنهاد به رسانهها
این جامعهشناس با اصرار بر این که رسانههای رسمی در روبه رو با چالشهای مجازی مسئولیتی حساس و پیچیده بر مسئولیت دارند، او گفت: این مسئولیت نیازمند اعتدال دقیق بین دو عنصر جامعهپذیری (آموزش و خبررسانی) و کنترل اجتماعی (تنبیه و جلوگیری از ترویج غیرمستقیم) این رفتارهاست. سکوت و بیتفاوتی درمورد این اتفاقها میتواند به رشد بیضابطه و غیرقابل کنترل آنها در فضاهای غیررسمی منجر شود و جامعه را در برابر پیامدهای منفی ناشناخته صدمهپذیر سازد، اما پرداخت صرف و اضطراب به آنها نیز امکان پذیر به دیده شدن زیاد تر و تشویق به شرکت در این چالشها بیانجامد. در نتیجه، رسانههای رسمی باید با رویکردی تحلیلی، آموزشی و هشداردهنده داخل شوند؛ به طوری که ضمن افشای حقیقتها و پیامدهای خطرناک، به ترقی سواد رسانهای و آگاهی عمومی پشتیبانی کنند. اینگونه رسانهها نقش کلیدی در مدیریت هوشمندانه این مسائل دارند و میتوانند با فرهنگسازی مؤثر، سلامت روان و فرهنگی جامعه را بهبود بخشند، در حالی که راهکار سکوت یا پرداخت صرف به اتفاق، جواب مناسبی برای این چالشها نیست.
نقش خانواده کجاست؟
او نقش خانوادهها در روبه رو با چالشهای مجازی را کلیدی و مؤثر دانست و اظهار کرد: قیمتهای نسلهای قبل در میدانهایی چون مدرسه، خانواده، یا رسانههای سنتی شکل میگرفت ولی امروزه نسل تازه همه قیمتها، هنجارها و سبک زندگی خود را از شبکههای اجتماعی مجازی الگوبرداری میکند. بنابرین خانوادهها باید سواد رسانهای خود را تحکیم کنند، فضایی امن برای گفتگو تشکیل کنند و با تعیین چارچوبهای منطقی منفعت گیری از فضای مجازی از صدمههای آن بکاهند.
رحیمی او گفت: آنها باید با نگه داری اعتدال بین آزادی و نظارت، فرزندان خود را در مسیر شناخت رفتارهای مخاطرهآمیز و انتخابهای آگاهانه هدایت کنند. وجود فعال والدین در فضای دیجیتال، همراه با الگو بودن در رفتارهای سالم، به تحکیم ارتباطات خانوادگی و افت تمایل نوجوانان و جوانان به رفتارهای پرخطر پشتیبانی میکند. هماین چنین فراهم آوردن زمانهای جانشین برای ارضای نیازهای اضطراب و اجتماعی نوجوانان خارج از فضای مجازی، از جمله تفریحات و تعامل های واقعی، جهت افت صدمههای روانی و اجتماعی ناشی از چالشهای مجازی خواهد شد. این رویکرد جامع و متعادل، خانواده را به با اهمیت ترین سنگر محافظ سلامت روان و هویت فرزندان در عصر دیجیتال تبدیل میکند.
شکلگیری هویت با تلاش برای کسب قوت
او در قسمت فرد دیگر از سخن بگوییدهای خود درمورد این که از منظر جامعهشناسی، جذابیت چالشهایی با مضمون هراس و خشونت برای نوجوانان از کجا میآید؟ گفت: جذابیت این چالشها برای نوجوانان از منظر جامعهشناسی ریشه در چندین عامل روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد. در این دوره حساس رشد، نوجوانان در حال شکلدهی هویت و تلاش برای کسب قوت و جایگاه اجتماعی در گروه همسالان می باشند. رفتارهای خشونتآمیز یا ترسناک به گفتن نمادی از قوت، استقلال و اختلاف از دیگران شناخته خواهد شد و به آنها پشتیبانی میکنند هویتی مقتدر و قابل دقت بسازند.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: از نظر دیگر، سختی همسالان و نیاز به پذیرفتن در جمع، عرصه را برای پذیرفتن و تکرار این چنین رفتارهایی فراهم میکند. علاوه بر این، محیط اجتماعی و فرهنگی که خشونت و تقابل را به شکلهای گوناگون به نمایش میگذارد و گاه آن را مشروع یا دلنشین میداند، جهت عادیسازی و حساسیتزدایی نسبت به خشونت در بین نوجوانان میشود. در نهایت این اتفاقها ناشی از ترکیب نیازهای روانی نوجوانان، فشارهای اجتماعی و فضای فرهنگی و رسانهای جامعه است که خشونت را به گفتن ابزاری برای اثبات خویش و مقابله با ناامنیهای درونی و بیرونی به کار میگیرند.
تشکیل محدودیت به تنهایی پاسخگو نیست
او این چنین مسئولیت نهادهای حاکمیتی در روبه رو با اتفاقهایی همانند چالشهای مجازی را فراتر از ممنوعیت و برخوردهای قانونی دانست و اصرار کرد: راهحلهای فقط محدودکننده نمی توانند ریشههای عمیقتر فرهنگی و روانی این قضیه را حل کنند. آموزش و ترقی سواد رسانهای به گفتن رویکردی پیشگیرانه، نقش کلیدی در مقابله با این چالشها دارد. این تواناییها به افراد پشتیبانی میکنند محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی را به درستی تحلیل و برسی کنند و از تأثیرات منفی آنها همانند اخبار جعلی، تحریکات و رفتارهای پرخطر جلوگیری کنند. با آموزش سواد رسانهای، افراد به اختصاصی نسل جوان توانمند خواهد شد تا با دیدی آگاهانه و هوشمندانه با محتوای فضای مجازی روبه رو شوند و دچار جریانهای مخرب یا سوء منفعت گیریهای رسانهای نشوند.
به حرف های این جامعهشناس حاکمیت به جای تمرکز صرف بر محدودسازی، ملزوم است با رویکردی چندسطحی فضایی تشکیل کند که در آن افراد با دانش و توانایی ملزوم، توان مقابله با مطلبهای جهتدار و اضطراب فضای مجازی را داشته باشند و اینگونه ضمن نگه داری آزادیهای فردی، سلامت روان و فرهنگی جامعه ضمانت شود.
او او گفت: به گفتن دیگر، آموزش نرمافزاری سواد رسانهای همراه با حمایتسختافزاری و قانونی، بهترین راهکار برای مدیریت این دست از اتفاقهای نوظهور است.
«عقاب خونی» و «نهنگ آبی» چه تفاوتهایی دارند؟
رحیمی این چنین در جواب به این سوال که چالش «عقاب خونی» را چطور میتوان در امتداد یا در تفاوت با چالشهای پرخطر قبل همانند «نهنگ آبی» تحلیل کرد؟ گفت: چالش «عقاب خونی» و چالش «نهنگ آبی» هر دو مثالهایی از رفتارهای پرخطر در فضای مجازی می باشند که به مقدار قابل توجهی نوجوانان را مقصد قرار خواهند داد اما در ماهیت، ساختار و گستردگی تفاوتهای مهمی دارند.
او افزود: «نهنگ آبی» چالشی طویل زمان و خود ویرانگر است که فرد را از طریق مرحله های متعدد به انجام رفتارهای پرخطر و نهایتاً خودکشی هدایت میکند و نمایانگر سختی روانی شدید و کنترل گروهی است. در روبه رو، «عقاب خونی» بیشتر یک چالش نمایشی و مختصر زمان است که بر حس شوق و نمایش خشونت نمادین تمرکز دارد و بیشتر برای جلب دقت و اثبات شجاعت در بستر شبکههای اجتماعی شکل گرفته است. با این حال، هر دو چالش بازتابی از نیاز نوجوانان به اثبات هویت، جلب دقت و مقابله با فشارهای روانی و اجتماعی می باشند.
این جامعهشناس در آخر او گفت: از دیدگاه جامعهشناختی، چالشهایی همانند «نهنگ آبی» و «عقاب خونی» در بسترهای خاصی از نابرابریهای اجتماعی، مشکلات روانی و خلأهای هویتی نوجوانان رشد مییابند و سپس به شکل الگوهای رفتاری معیوب بین گروههای اجتماعی گسترش مییابند. به این علت، ظهور متوالی چالشهای شبیه نه تنها محصول یک حادثه منفرد بلکه نتیجه فرآیندی است که در آن نارساییهای ساختاری و فرهنگی جامعه، به شکل تکرارپذیری صدمههای روانی_ اجتماعی شده و در قالب چالشهای تازه ابراز میکنند.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
