برای پدر و مادربزرگ‌هایی که در نقش پرستار همه‌زمان قرار گرفته‌اند_آفتاب شرق

مریم یزدانی
13 Min Read


به گزارش آفتاب شرق

ساعت ۷ صبح است و کوچه‌های شهر کم‌کم از صدای درهای آپارتمانی که یکی‌یکی باز و بسته خواهد شد پر می‌شود. مادربزرگ‌ها با چادرهای گل‌گلی یا مانتوهای راحت، دست کودکان را گرفته‌اند و به سمت پارک محله حرکت می‌کنند. پدربزرگ‌ها هم پشت‌سرشان، کیف مدرسه یا کوله‌پشتی نواده‌ها را حمل می‌کنند. این صحنه که این روزها به بخشی ثابت از منظر شهری تبدیل شده، روایتی تازه از یک تحول فرهنگ در زندگی و ابراز اتفاق عمیق اجتماعی است.

این روزها در تعداد بسیاری از خانه‌ها، جای خالی پدر و مادرهای شاغل را چهره‌های مهربان‌تری پر می‌کنند. مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هایی که با عشق، اما بعضی اوقات با جسمی خسته و قلبی پر از دلهره، مسئولیت نگهداری از نوه‌های دلبندشان را بر مسئولیت می‌گیرند. برگشت اجباری نسل قدیم جامعه به چرخه پرورش فرزند، فقط از سر علاقه محض نیست که به علت چکش‌کاری‌های اقتصادی، تورم و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی است. اکنون پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که روزگاری آرزوی استراحت، تفریح و گردش در دوران بازنشستگی را داشتند، اکنون در قامت «پرستار همه‌زمان» نوه‌های خود ظاهر شده‌اند؛ با همه خستگی‌ها، شکاف‌های نسلی و گاه دلخوری‌های پنهانی که در این مسیر وجود دارد که گریزی از آن نیست.

پناهگاه امن خانواده در توفان اقتصاد و تورم

هنگامی حقوق یک کارگر ساده کمتر از ۲۰ میلیون تومان در ماه است و شهریه یک مهدکودک معمولی در تهران از ۱۵ میلیون تومان اغاز می‌شود و تا ۵۵ میلیون تومان هم بالا می‌رود، انتخاب مناسب برای خانواده‌های جوان دشوار نیست، چون آنها چاره‌ای جز برگشت به خانه پدری ندارند. زهرا، مادر ۳۲ ساله یک پسر ۴ ساله در این عرصه به «هفت صبح» می‌گوید:«حقوق من ماهی ۱۹ میلیون تومان است. اگر بچه‌ام را به مهد کودک بفرستم، بابت شهریه، سرویس، خوراکی و… تقریبا باید همه حقوقم را بدهم آن زمان کارکردنم چه منفعت‌ای دارد؟ مادرم خودش داوطلب شد که از پسرم مراقبت کند تا هزینه اضافی نکنیم و پولمان را تا اندازه‌ای بعد‌انداز کنیم. راستش بدون پشتیبانی مادرم نمی‌توانستم سر کار بروم.»

به همین ترتیب، اگر در لایه‌های گوناگون جامعه بگردیم مثالهای بسیاری همانند زهرا را می‌یابیم که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را به گفتن سپر مشکلات اقتصادی و معیشتی خود انتخاب کرده‌اند. بر پایه نظرسنجی انجام‌شده و آمارهای رسمی سرزمین بیشتر از ۶۷ درصد از خانواده‌های تهرانی برای مراقبت از فرزندان زیر ۷ سال خود از پشتیبانی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها منفعت گیری می‌کنند. این آمارها در قیاس با یک دهه قبل که نزدیک به ۴۰ درصد بوده، رشد قابل توجهی را مشخص می کند.

دستان نسل آلفا در دستان نسل رنجور 

نسل آلفا، نسلی می باشند که کاملاً در عصر دیجیتال متولد شده و بزرگ خواهد شد. آنها با تبلت و گوشی هوشمند بزرگ خواهد شد و دنیای آنها با دنیای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان که به نسل قبل تعلق دارند، فاصله‌ای به اندازه کهکشان راه شیری دارد.پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که روزگاری فرزندان خود را با قصه‌های شب همانند خاله سوسکه، بزبز قندی، کدو قلقله زن و بازی‌های سنتی در ‌حیاط‌خلوت بزرگ کرده‌اند، اکنون با کودکانی مواجه می باشند که خواستار بازی‌های رایانه‌ای و هوشمند می باشند و با حرکات انگشتان روی صفحه لمسی بهتر از خودشان ربط برقرار می‌کنند.

محمدی، پدربزرگ ۶۸ ساله، با ناراحتی در این عرصه می‌گوید:«نوه من ۵ سالشه. هر چی بهش می‌گم بیا با هم توپ بازی کنیم، میگه نه، تبلتم رو می‌خوام. مادرش به من حرف های نباید زیاد بهش تبلت بدم، اما هنگامی گریه می‌کنه، دیگه طاقت نمیارم. یه طرف مادرش میگه نه، یه طرف خودش گریه می‌کنه. من موندم چی کار کنم.» حقیقت این است که والدین امروزی که با مطالعه کتاب‌های روانشناسی و مشاوره با متخصصان پرورش شده‌اند، راه حلهای خاصی برای تغذیه، خواب، آموزش و تنبیه فرزند خود دارند. در روبه رو، بزرگترهای سنتی با راه حلهای تجربی خود که گاه مبتنی بر فرهنگ عامه و باورهای قدیمی است، عمل می‌کنند.

خستگی فرسایشی؛ تبدیل بازنشستگی به اردوی کار اجباری 

بازنشستگی برای تعداد بسیاری از مردم دوران استراحت، سفر و پرداختن به علایق شخصی است. اما برای نسل تازه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، این دوران انگار به دوره‌ای از کار همه‌زمان و بی‌مزد تبدیل شده است. نتیجه یک نظرسنجی محلی مشخص می کند که ۷۸ درصد از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که از نوه‌های خود مراقبت می‌کنند، حداقل ۸ ساعت در روز و ۵ روز در هفته این کار را انجام خواهند داد، این یعنی یک شغل همه‌زمان بدون هیچ تعطیلی و مرخصی.

خانم اکبری، مادربزرگ ۶۴ ساله که از دو نوه خود مراقبت می‌کند یکی از افرادی است که چند هنگامی است به طور غیررسمی به این شغل دوم مشغول است.

سریعترین موتور جستجوگر خبر پارسی – اخبار لحظه به لحظه از معتبرترین خبرگزاری های پارسی زبان در آفتاب شرق

وی می‌گوید: «دخترم ساعت ۷ صبح بچه‌ها را می‌آورد اینجا و شب ۸ می‌آید می‌بردشان. من تازه باید شام درست کنم، خانه را مرتب کنم. برخی شب‌ها آنقدر خسته‌ام که دیگر رمقی برای سخن زدن ندارم. کمرم درد می‌کند، سختی خون دارم، اما چه‌کار کنم؟ دخترم درآمد چندانی ندارد و شوهرش هم همین طور. تا این مدت مستاجرند. نمی‌توانم بگویم نگه نمی‌دارم. قدیما یک‌نفر کار می‌کرد شکم ۶ نفر را سیر می‌کرد، اما اکنون دو نفر کار می‌کنند حالت زندگی‌شان شده این.»بر پایه روایت‌های مردم، زیاد تر سالمندانی که از نوه‌های خود مراقبت می‌کنند، از افزایش مشکلات جسمی همانند کمردرد، سختی خون و خستگی مزمن شکایت دارند. این چنین زیاد تر آنها نوعی علائم افسردگی و اضطراب را با خود دارند که به طور مستقیم به قبول ضمانت مسئولیت مراقبت از نوه‌ها مرتبط است.

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در خط مقدم پرورش قرار گرفته‌اند، اما ابزارهای تربیتی امروز را به خوبی نمی‌شناسند

قرارداد نانوشته؛ عشق در برابر ماموریت

یکی از پیچیده‌ترین جنبه‌های این اتفاق اجتماعی، رابطه عاطفی و قرارداد نانوشته‌ای است که بین والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها وجود دارد. از یک سو، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها عاشق نوه‌های خود می باشند و از بودن با آنها لذت می‌برند. از نظر دیگر، این مراقبت همه‌زمان می‌تواند به منبعی برای دلخوری‌ها و اختلافات نهان آنان تبدیل شود. یقیناً این حالت برای والدین نیز پیچیده‌تر شده است. آنها از یک سو قدردان پشتیبانی‌های والدین خود می باشند و از نظر دیگر امکان پذیر حس گناه کنند که بار سنگینی را بر دوش آنها گذاشته‌اند.نگین، مادر ۳۵ ساله، با بغضی که تلاش در نهان کردن آن دارد، می‌گوید:«هر روز صبح با عذاب وجدان بچه را می‌گذارم خانه مادرم. می‌بینم چه مقدار خسته می‌شود، اما چاره‌ای ندارم. یک لحظه به این فکر می‌کنم که اگر مادرم نبوده است، چه بلایی سر زندگی‌ام می‌آمد. بعضی اوقات از شوهرم دلگیر می‌شوم که چرا باید اینقدر درآمدمان کم باشد که نتوانیم مهدکودک خوبی برای بچه‌مان بگیریم و مادرم اینقدر به زحمت نیفتد.»

‌نسلی که به اجبار دوبار در زندگی مادر شدند

احتمالا غم‌انگیزترین قسمت این اتفاق، مادرانی می باشند که بعد از سال‌ها، مجدد مسئولیت مادری را بر مسئولیت می‌گیرند. زنانی که دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته‌اند و آرام‌آرام به استقبال سالمندی می‌روال، اکنون مجدد با شیرخشک، پوشک و گریه‌های  کودک مواجه می باشند. این مادربزرگ‌ها علاوه بر این که از نوه‌های خود مراقبت می‌کنند، بعضی اوقات مجبورند نقش مادر را برای نوه خود نیز ایفا کنند. آنها پیشنهاد‌های تربیتی خواهند داد، در اختلافات زناشویی دخالت می‌کنند و حتی از نظر مالی نیز به فرزندان خود پشتیبانی می‌کنند.خانم قبادی، مادربزرگ ۶۵ ساله‌ای است که شرایط جسمی خوبی ندارد اما باز هم…. ! وی می‌گوید:‌«بعضی اوقات حس می‌کنم دارم مجدد زندگی می‌کنم، اما این بار سخت‌تر. آن موقع جوان بودم، انرژی داشتم. اکنون هر شب با درد کمر و پا می‌خوابم. اما هنگامی می‌بینم نوه‌ام با دیدن من ذوق می‌کند، همه خستگی‌ها را فراموش می‌کنم.»

نسل‌آلفا در بغل پدربزرگ‌ها؛ از عشق بی‌قیدوشرط تا فرسودگی خاموش

دکتر تهمینه امیریان، مشاور خانواده و درمانگر تخصصی کودک و نوجوان، از قصه پرغصه مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هایی می‌گوید که بی‌صدا در خط مقدم نگهداری از نسل‌آلفا می‌جنگند. نسلی که روزگاری خود مربی فرزندانش می بود، اکنون در دنیای پیچیده نسل‌آلفا، کودکان عصر هوش مصنوعی و تبلت، گاه سردرگم و خسته می‌شود.امیریان با پافشاری بر این که مسئولیت نگهداری از نوه‌ها زیاد تر به اجبار پذیرفته می‌شود، می‌گوید: «مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها از یک سو عاشق فرزند و نوه‌شان می باشند و از نظر دیگر هراس این را دارند که اگر پشتیبانی نکنند، به گفتن پدر یا مادر بد شناخته شوند. برای همین است که اصولاً نمی توانند نه بگویند و این مسئولیت بهشان تحمیل می‌شود.»

این دوگانگی، اولین جرقه‌های فرسایش روانی را در آنها روشن می‌کند؛ فرسایشی که در دوراهی عشق و اجبار گرفتارشان کرده و آرام‌آرام سلامت روان و جسمشان را نشانه می‌گیرد.

بدنی که دیگر پشتیبانی نمی‌کند

این بزرگترها که زیاد تر بازنشسته شده و انرژی جوانی را ندارند، از نظر جسمی صدمه‌پذیرند. تعداد بسیاری از آنها با کمردرد، پادرد و مشکلات اسکلتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این مشاور خانواده نیز با اشاره به این معضل می‌گوید: «حالت جسمی زیاد تر سالمندان مناسب نیست؛ کمردرد دارند، مشکلات اسکلتی عضلانی دارند، پادرد دارند. حتی نمی توانند جستوجو کودک خم و راست شوند یا او را بلند کنند. اگر آرتروز داشته باشند، امکان پذیر زمین بخورند و گمان شکستگی برایشان بالاست. استرس مداوم برای کنترل کودکان پرجنب‌وجوش هم که خود بیماری دیگریست. این مسئولیت بدون در نظر گرفتن محدودیت‌ها، فرسودگی همه‌جانبه‌ای تشکیل می‌کند که زودرنجی، خشمگینی و حس قربانی شدن از نشانه‌های آشکار آن است.»

نسل‌آلفا و پدربزرگ‌هایی که سردرگم ماندند

اما چالش هنگامی عمیق‌تر می‌شود که پای تفاوت نسلی به بین می‌آید. نسل آلفا با گوشی و تبلت بزرگ شده، بازی‌هایش دیجیتال است و اطلاعاتش از زیاد از بزرگترها زیاد تر. امیریان با تشریح این شکاف عمیق می‌گوید: «پدربزرگ و مادربزرگ می‌خواهند با این کودک زمان بگذرانند، بازی کنند و تلاش می‌کنند به او آموزش بدهند. اما با نسلی طرف می باشند که اصلاً بازی‌های مورد علاقه آنها را دوست ندارند. یا با تلفناند، یا با تبلت، یا دارند فیلم و سریال و کارتون می‌بینند.»

قیمت‌های دیروز در برابر تکنولوژی امروز

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در خط مقدم پرورش قرار گرفته‌اند، اما ابزارهای تربیتی امروز را به خوبی نمی‌شناسند. آنها از یک سو روشهای تربیتی خودشان را دارند که احتمالا با نسل تازه همخوانی نداشته باشد و از نظر دیگر، اگر بخواهند مطابق روش والدین پیش بروند، امکان پذیر با آنها آشنا نباشند. این مشاور خانواده معتقد است، پدربزرگ و مادربزرگ یک سری قیمت‌ها، باورها و افکار قدیمی دارند، یک سری فلسفه برای زندگی خودشان دارند. اما بچه‌ها برای این که با هوش مصنوعی، اینترنت، گوشی و تبلت سروکله زده‌اند، فکر می‌کنند که باورهای آنها بی‌قیمت است یا آنها نمی توانند تعداد بسیاری از مسائل را بفهمند و درست به همین خاطر نمی توانند مشکلات رفتاری بچه‌ها را بازدید کنند. نه می‌توانند به آنها بگویند چه‌کار کنند، نه می‌توانند تنبیه کنند، نه می‌توانند تشویق کنند. 

دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی

اخبار اجتماعی

اخبار ورزشی

فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

کسب وکار

Share This Article