به گزارش آفتاب شرق
قرن بیستم آمد و رفت و در این بین، درها هم چنان به روی مدعیان تازهای باز ماند تا نامی برای خود بسازند. معیاری که عصر طلایی هالیوود تعیین کرده می بود زیاد بلند می بود و فیلمسازان نابغهای همانند مارتین اسکورسیزی، فرانسیس فورد کوپولا، استنلی کوبریک، جورج لوکاس، جیمز کامرون و جان کارپنتر، در کنار تعداد بسیاری دیگر، پیشتر برخی از ماندگارترین فیلمهای تاریخ را ساخته بودند. ذهنهای خلاق عرصه فیلمسازی در قرن بیستویکم با جای خالی بزرگی مواجه بودند که پر کردنش آسان نبوده است.
در دورانی که استودیوها بهندرت ریسک خلق ایدههای تازه را میپذیرند و توانایی مخاطبان با دنبالهها، بازسازیها، ریبوتها و اقتباس از فیلمهای خارجی برای بازار آمریکا شکل میگیرد، اشکار کردن اثری که بهخاطر لیاقتهای خودش بدرخشد کار سادهای نیست. با این حال، برخی از تأثیرگذارترین داستانهایی که سینما تا بحال روایت کرده، در ۲۵ سال نخست قرن بیستویکم و به دست خلاقترین چهرههای این صنعت ساخته شدهاند. هرچند تعداد بسیاری از این کارگردانان نخستین قدمهایشان در عرصه فیلمسازی را در اواخر دهه نود قرن بیستم برداشتند، این قرن تازه می بود که به آنها مجال شکوفایی داد و با بهترین آثارشان همراه می بود.
فیلمسازانی که در ادامه میآیند، با خلق آثاری دیدنی، تأملبرانگیز و خیرهکننده از نظر بصری، هنر فیلمسازی را از نو تعریف کردهاند و از بهترین فیلمسازان تاریخ سینما می باشند.

۱۴- ادگار رایت
ادگار رایت، مغز متفکر سهگانه Cornetto، فیلمبازی دوآتشه است که دانش دایرهالمعارفیاش از سینما را به شکلی درخشان هم در فیلمنامهنویسی و هم در کارگردانی به کار گرفته است. او کار او را با وسترن هجوآمیز A Fistful of Fingers اغاز کرد و سپس احتمالا با اهمیت ترین آثارش یعنی Shaun of the Dead و Hot Fuzz را بهترتیب در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ ساخت. رایت سپس از آن سراغ فیلمهایی رفت که اکنون به فیلمهایی کلاسیک بدل شدهاند، از Scott Pilgrim vs. The World گرفته تا Baby Driver. او حتی با Last Night in Soho خلاقیتش را به ژانر وحشت هم گسترش داد.
رایت از یک کارگردان محبوبِ کالت در بریتانیا که به ترکیب خاص و کمدیمحور ژانرها شناخته میشد، به نیرویی جریانساز در سینمای جریان مهم تبدیل شد. او فیلمسازی با چنان جهانبینی و خلاقیت بی همتا است که هنگامی اشکار شد مارول تصمیم ندارد یک فیلم کاملاً «ادگار رایتگونه» بسازد، از پروژه رؤیاییاش یعنی Ant-Man کنار کشید. Baby Driver پرفروشترین فیلم کارنامه او شد و سهگانه Cornetto به همراه Scott Pilgrim vs. The World به آثار کالت کلاسیک بدل شدند. فیلمهای او نهتنها بهواسطه بازیگران مستعدشان، که بعدها به ستارههای بزرگ تبدیل شدند، بلکه به علت تأثیرشان بر نسل تازهای از فیلمسازان در عرصه تدوین و ریتم، بر صنعت سینما تاثییر گذاشتند.

۱۳- یورگوس لانتیموس
بیتردید یکی از رهاترین و بیپرواترین فیلمسازان هنری قرن بیستویکم تا امروز، کارگردان یونانی یورگوس لانتیموس است. خالق Dogtooth طی بیست سال قبل برخی از شگفتترین و از نظر سبکی، منحصربهفردترین فیلمها را ساخته است. لانتیموس با ورود به دنیای فیلمسازی به زبان انگلیسی و ساخت The Lobster در سال ۲۰۱۵، تمرکز اختصاصیای بر مضمونهایی چون جامعههای دیستوپیایی، ناهنجاری در تعامل های انسانی و مفهوم عشق گذاشت.
او فیلمهایش را با لنزی شفاف و گسترده ثبت میکند و زیاد تر از نماهای واید و بعضی اوقات حتی نمودای همانند به لنز فیشآی منفعت گیری میکند. سبک بصری او احتمالا در بین همه کارگردانهای این فهرست، بهراحتی قابل تشخیص باشد. پافشاری او بر تشکیل این اعوجاجهای هندسی، مستقیماً به نگاهش در ساختن جهانهای دیستوپیایی و گیجکننده بازمیگردد. با دقت به تحسینهای پیدرپی آکادمی از آثار اخیرش، از The Favourite در سال ۲۰۱۹ که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای اولیویا کولمن به ارمغان آورد، تا Poor Things در سال ۲۰۲۳ با ۱۱ نامزدی اسکار و این چنین تریلر علمیتخیلی Bugonia که چهار نامزدی دریافت کرد، لانتیموس هیچگاه با افتتحسین منتقدان مواجه نبوده است.

۱۲- کلوئی ژائو
از وقتی که کلوئی ژائو در سال ۲۰۱۵ با فیلم Songs My Brothers Taught Me خود را به محافل سینمایی شناساند، زیاد سریع به یکی از شوقانگیزترین صداهای فعال سینمای امروز تبدیل شد. او این مسیر را با فیلم تحسینشده The Rider در ادامه گفت. سپس مارول استودیوز او را برای کارگردانی Eternals انتخاب کرد و بهعلت تأخیر در تشکیل این فیلم، ژائو زمان یافت همزمان روی پروژهای دیگر به نام Nomadland کار کند. Nomadland در مراسم اسکار ۲۰۲۱ جایزه بهترین فیلم را از آن خود کرد و ژائو نیز جایزه بهترین کارگردانی را برد تا بهگفتن دومین زن تاریخ سینما به این افتخار دست اشکار کند. هرچند Eternals زمان اکران تا حدی ناامیدکننده عمل کرد، اما اثری می بود که تفاوت آشکاری با دیگر فیلمهای دنیای سینمایی مارول داشت.
در سراسر کارنامه ژائو، دقت مداوم او به زیبایی زندگی روزمره دیده میشود. Songs My Brothers Taught Me و The Rider هر دو بهخاطر منفعت گیری نکردن از بازیگران حرفهای برجسته می باشند. حتی فیلمی بزرگ و پرهزینه همانند Eternals که درمورد خدایان بیگانه و آخر جهان است، در اصل به زیبایی انسانیت و شگفتیهای ساده زندگی میپردازد. فیلمهای ژائو ربط بین انسانها را کاوش میکنند و نشان خواهند داد که چطور هر روز عادی میتواند به تواناییای شگفت انگیز تبدیل شود. او این چنین اقتباسی فراموشنشدنی از کتاب Hamnet خلق کرده، روایتی داستانی از زندگی پسر ویلیام شکسپیر که در سال ۱۵۹۶ و در یازدهسالگی درگذشت و تمرکز فیلم بر سوگ پدر و مادرش است.

۱۱- آلفونسو کوارون
آنچه در بازدید کارنامه آلفونسو کوارون بیشتر از همه به چشم میآید، همهفنحریفی خیرهکننده او و توانمندیاش در کار با هر ژانر، سبک یا داستان است، آن هم به شکلی نزدیک، دیدنی و زیاد تر دراماتیک. از Y tu mamá también در سال ۲۰۰۱ و Harry Potter and the Prisoner of Azkaban در ۲۰۰۴ گرفته تا Children of Men در ۲۰۰۶ و Gravity در ۲۰۱۳، این مجموعه متنوع از فیلمها هرکدام بهتنهایی یک پیروزی کامل به شمار میآیند. در سال ۲۰۱۸، کوارون با فیلم Roma ، در آغوشی ظریف و تکرنگ از یک درام شخصی، به خانه سینمایی خود برگشت. این پروژه عاشقانه برای او تحسین گسترده منتقدان و چهار جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلم خارجیزبان را به همراه داشت.
فیلمهای کوارون همیشه با دقتی خیرهکننده فیلمبرداری شدهاند و ترکیبی از تصاویر دیدنی، برداشتهای بلند و قابهایی سرشار از جزئیات بصری را اراعه خواهند داد. او جهان داستانهایش را با چنان تراکمی از اطلاعات میسازد که مخاطب را کاملاً در خود غرق میکند. توانایی کوارون در ثبت احساسات انسانی در گذراترین لحظات، او را به فیلمسازی چیرهدست بدل کرده است. او موفق شده تماشاگران را به اندوختهگذاری احساسی روی فیلمی کاملاً اورجینال همانند Gravity ترغیب کند که به یک پیروزی بزرگ در گیشه بدل شد و در عین حال، مخاطبان را بدون سختی به تماشای فیلم زیرنویسشده Roma بنشاند. این دستاورد مشخص می کند کوارون چطور بدون قربانی کردن هویت هنری خود، به جریان مهم سینما راه یافته است.

۱۰- لارس فون تریه
این کارگردان دانمارکی بیشتر از چهل سال است که فیلم میسازد، اما برخی از تأثیرگذارترین آثارش در بیست سال قبل به سینما اراعه شدهاند. لارس فون تریه به ساخت فیلمهایی مستاصل کننده، ناخوشایند و چالشبرانگیز شهرت دارد که مرزهای روایت سنتی را جابهجا میکنند. آثار او زیاد تر به سراغ موضوعات تابوشدهای چون افسردگی، اعتیاد و بیماریهای روانی میروال.
تصویرهای بیرحمانه و بیپرده او از رنج انسانی، هم تحسین و هم انتقاد همکارانش را برانگیخته و از فون تریه چهرهای دو قطبی ساخته است. او به منفعت گیری خلاقانه از تکنیکهای دوربین و جسارت در پذیرفتن ریسکهای هنری برای روایت داستانهایی نامتعارف شناخته میشود، داستانهایی که عکس العملهای احساسی شدید در مخاطب تشکیل میکنند. این سبک فردی و قوی در فیلمهایی چون Nymphomaniac قسمت اول و دوم، Melancholia و The House That Jack Built به شکلی کامل جان گرفته است.

۹- دنی ویلنوو
دنی ویلنوو به یکی از شناختهشدهترین فیلمسازان قرن بیستویکم تبدیل شده است. او استاد تشکیل تنش و تعلیق است و زیاد تر فیلمهایش فضایی تیره و سنگین دارند که با شخصیتهایی پیچیده پر شدهاند، شخصیتهایی که همیشه آنطور که به نظر میرسند نیستند. ویلنوو توانایی اختصاصیای در خلق جهانهایی غرق کننده و دهشتناک دارد که تماشاگر را به درون داستان میکشد. توانایی او در ترکیب زیاد روان ژانرها علتمیشود عناصر درام، تریلر و علمیتخیلی در هم بیامیزند و تواناییای تأملبرانگیز خلق کنند. فیلمهای او زیاد تر به هویت، حافظه و اخلاق میپردازند و مخاطب را به اندیشیدن درمورد جهان پیرامونش وامیدارند.
از ساخت فیلم انسانی و دردناکی چون Incendies در سال ۲۰۱۰ که نامزد جایزه اسکار شد، تا پرداختن به پیچیدگیهای جرم سازمانیافته فرامرزی در Sicario محصول ۲۰۱۵، گستره توانایی ویلنوو دیدنی است. علاقه تازه او به ساخت آثار حماسی علمیتخیلی همانند Arrival، Dune و اقتباس بهزعم تعداد بسیاری برترش از Blade Runner، جایگاهش را به ارتفاعی خیرهکننده رسانده است. با این حال، توانایی او در برگشت بیوقفه به درامهای اثرگذار یا تریلرهای اکشن پر از صحنههای بزرگ، مشخص می کند که با فیلمسازی مواجه هستیم که توانایی و تسلطش بر مدیوم سینما عمیق و کمنظیر است.

۸- گرتا گرویگ
گرتا گرویگ به یک پیشگام واقعی برای زنان در صنعت سینما تبدیل شده است. بعد از سال درخشان ۲۰۲۳، وقتی که بلاکباستر Barbie جهان را غرق در رنگ صورتی کرد، جایگاه این کارگردان بیشتر از هر زمان فرد دیگر اوج گرفت. او با پیوند دادن نقدهای اجتماعی تیزبینانه با طنزی خاص که به امضای نویسندگی و کارگردانیاش بدل شده، از زمان Lady Bird در سال ۲۰۱۷ تا امروز، پیدرپی آثار موفقی اراعه داده است. بعد از فیلم موفق Little Women از کمپانی A24، او Barbie را ساخت که در سراسر جهان ۱.۴ میلیارد دلار فروش داشت.
توانایی گرویگ در بیرون کشیدن ذرهذره شخصیت و توانایی از بازیگرانش، گواهی است بر الهامبخشی و نبوغ کمدی این کارگردان تحسینشده. گرویگ فیلمسازی است که چندین دفعه و چندین دفعه ریسکهای بزرگ کرده است. بعد از ساخت فیلمی کاملاً شخصی همانند Lady Bird، سراغ اقتباسی دیگر از Little Women رفت و نسخهای اراعه داد که به یکی از بهترین روایتهای این داستان بدل شد، آن هم با نگاهی سینمایی کاملاً بی همتا. سپس Barbie را ساخت، که از نگاه تعداد بسیاری، یکی از بهترین فیلمهای تاریخ است هرچند برخی دیگر نیز اصلاً این فیلم را نپسندیدند. اکنون گرویگ قرار است جهان نارنیا را نیز مجدد زنده کند. گرویگ هم یک مؤلف سینمایی است و هم فیلمسازی مردمی.

۷- دیوید فینچر
زیاد تر آدمها به گمان زیادً از دانستن آنچه در ذهن دیوید فینچر میگذرد، واهمه دارند. هرچند برخی از مشهورترین فیلمهای او همانند Fight Club و Se7en در دهه ۱۹۹۰ ساخته شدند، اما قرن بیستویکم ناظر ساخت تحسینشدهترین آثارش بوده است، آثاری همانند The Social Network، The Girl with the Dragon Tattoo، Zodiac، Gone Girl و The Killer. این کارگردان آمریکایی بهخاطر فیلمهای تیره و سنگینی شناخته میشود که پیچیدهترین و تاریکترین لایههای روان انسان را کاوش میکنند.
سبک بصری بی همتا و خیرهکننده او، ترکیبی از تکنیکهای کلاسیک سینما و نمودهای بصری مدرن است که در کنار هم روایتهایی منسجم اما هراسانگیز میسازند. فینچر مهارتی شگفت انگیز در خلق تنش، تعلیق و حس استیصال دارد. او توانایی اختصاصیای در گرفتن بازیهای ظریف و چندلایه از بازیگرانش نیز دارد، امری که علتمیشود فیلمهایش به سطحی بالاتر ارتقا اشکار کنند و به مضامینی چون هویت فردی، قوت اجتماعی و وسواسهای درونی بپردازند.

۶- وس اندرسن
تنها تعداد معدودی از فیلمسازان میتوانند کمدی را به شیوه وس اندرسن بسازند. با وجود این که دو فیلم اول او، Bottle Rocket و Rushmore، در اواخر دهه ۱۹۹۰ اکران شدند، قسمت عمده آثارش متعلق به دهه ۲۰۰۰ و بعد از آن است. The Royal Tenenbaums آغازگر مسیری می بود که فیلمهایی چون The Life Aquatic with Steve Zissou، The Darjeeling Limited، The Fantastic Mr. Fox، Moonrise Kingdom، The Grand Budapest Hotel، Isle of Dogs، The French Dispatch و Asteroid City را در بر میگیرد.
فیلمهای اندرسن تماشاگر را به مکانهایی بی همتا میبرند و با شخصیتهای خیالانگیز و طراحی صحنههایی الهامگرفته از تئاتر، تخیل او را تحریک میکنند. این کارگردان افسانهای به ساخت آثاری فانتزی و چشمنواز شهرت دارد، فیلمهایی که زیاد تر کمدیهایی پرشتاب می باشند اما با عناصری از اندوه، فقدان، ناهنجاریهای اجتماعی یا حتی دوستیهای نامتعارف در هم آمیخته شدهاند. رویکرد خاص اندرسن که در بهترین معنی ممکن، سبک را بر محتوا مقدم میدارد، تحسین گسترده صنعت سینما و طرفداران پرشماری را برایش به همراه داشته است.

۵- کوئنتین تارانتینو
کوئنتین تارانتینو نیازی به معارفه ندارد و اکران هر فیلم او به رویدادی بزرگ در صنعت سینما تبدیل میشود. هرچند او با Reservoir Dogs و Pulp Fiction سینمای دهه ۱۹۹۰ را بازتعریف کرد، قسمت بزرگی از کارنامهاش به قرن بیستویکم تعلق دارد، آثاری همانند Kill Bill، Django Unchained، Once Upon a Time in Hollywood و Inglourious Basterds که تعداد بسیاری از آنها بزرگترین پیروزیهای گیشهای او می باشند. تارانتینو فیلمسازی با صدایی کاملاً بی همتا است که خود به نوعی به یک برند تبدیل شده و این هویت شخصی، مستقیماً به پیروزی تجاری آثارش انجامیده است.
تارانتینو به ساخت فیلمهایی شیک و زیاد تر جنجالی معروف است. توانایی این کارگردان در خلق شخصیتهای طعنهآمیز و بهیادماندنی، در کنار شیوه روایت خاصش، جوایز متعدد و تحسین منتقدان را برایش به ارمغان آورده است. تارانتینو چندین دفعه حرف های بعد از ساخت دهمین فیلمش بازنشسته خواهد شد. باید دید آیا آخرین اثرش مورد تقدیر آکادمی قرار میگیرد یا او بعد از آن هم به فیلمسازی ادامه میدهد. با این حال، تردیدی نیست که در او گفت و گو درمورد فیلمسازان و آثار نمادین قرن بیستویکم، نام تارانتینو حتماً باید نقل شود.

۴- بونگ جون-هو
بونگ جون-هو در کنار پارک چان-ووک از شناختهشدهترین فیلمسازان اهل کره جنوبی است که بهمعنی واقعی کلمه، یکی از چهرههای تعیینکننده سینمای قرن بیستویکم به شمار میآید، در حالی که نخستین فیلمش Barking Dogs Never Bite در سال ۲۰۰۰ اکران شد. از آن زمان تا بحال، او به یکی از صداهای قوی سینما بدل شده و مخاطبانی جهانی یافته است. The Host بهگفتن یک فیلم هیولایی کایجو به موفقیتی دیدنی رسید، Snowpiercer با بازی کریس ایوانز دقت تماشاگران آمریکایی را جلب کرد و Okja به لطف نتفلیکس به دست مخاطبانی زیاد گستردهتر از قبل رسید. فیلم Parasite به اثری محبوب نزد منتقدان تبدیل شد و برخلاف همه پیشبینیها، جوایز بهترین فیلم خارجیزبان، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را از آن خود کرد.
اوجگیری محبوبیت بونگ جون-هو همزمان با جهانیشدن سینما رقم خورد، دورانی که دسترسی فیلمهای بینالمللی به مخاطبان آمریکایی آسانتر شده است. هرچند پیش از او نیز فیلمسازانی همانند ژان-لوک گدار یا آکیرا کوروساوا توانسته بودند دقت مخاطبان آمریکا را جلب کنند، اما بونگ جون-هو به سطحی از پیروزی تجاری و افتخارات سینمایی دست یافته که آن فیلمسازان برای رسیدن به آن، سالها انتظار کشیدند.

۳- گییرمو دل تورو
گییرمو دل تورو نهفقط بهگفتن یک کارگردان بزرگ، بلکه بهگفتن یک پیشگام در صنعت سینما جایگاه خود را تثبیت کرده است. این هنرمند مکزیکی نابغه سینمای وحشت مدرن به شمار میآید و توانایی شگفتانگیزش در خلق روایتهای اورجینال از جهان ماورایی، مسحورکننده و کاملاً یگانه است. دل تورو با علاقهای عمیق به فانتزی، بیشتر از دو دهه حضوری مداوم و اثرگذار داشته و آثاری چون The Shape of Water، Pan’s Labyrinth، Pinocchio و Frankenstein برجستهترین مثالهای کارنامهاش می باشند. او این چنین از ورود به پروژههای بلاکباستری همانند Pacific Rim و دو فیلم Hellboy هراسی نداشته است.
فیلمهای دل تورو دارای سبک بصری مشخصی می باشند که همچون امضای شخصی او عمل میکند. تخیل او جهانهایی پیچیده و هولناک میآفریند که از نظر بصری با روایتهای پرجزئیات نویسندگانی چون اچ. پی. لاوکرفت و ادگار آلن پو همخوانی دارند. او اخیراً به سراغ تاثییر مری شلی رفت و نسخه خود از Frankenstein را با تحسین منتقدان و استقبال مخاطبان اراعه کرد. با وجود فضای گوتیک و بصری سنگین آثارش، دل تورو هم چنان موفق میشود لایههای عمیق انسانی را در دل همه داستانهایش تزریق کند.

۲- پل توماس اندرسن
احتمالا بزرگترین گواه توانایی پل توماس اندرسن بهگفتن کارگردان این باشد که فقطً وجود نام او روی یک فیلمنامه، برخی از پرطرفدارترین توانایی های هالیوود را جذب میکند. او همانند تارانتینو، اغاز کار او و دو فیلم مهمش را در دهه ۹۰ با Boogie Nights و Magnolia توانایی کرد، اما قرن بیستویکم میزبان جسورانهترین و خلاقانهترین آثارش بوده است. از درام عاشقانه Punch-Drunk Love گرفته تا فیلم بلوغ Licorice Pizza و اقتباس روانگردان Inherent Vice از رمان توماس پینچن. با این حال، بزرگترین دستاورد او فیلم There Will Be Blood محصول ۲۰۰۷ است، اثری که نهتنها یکی از بهترین فیلمهای دهه ۲۰۰۰، بلکه یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما به شمار میآید.
اندرسن بهجای تلاش برای کسب جوایز، فقطً فیلمهایی ساخته که برای خودش دلنشین بودهاند و داستانهایی روایت کرده که قیمت گفتن داشتهاند. هرچند آثاری همانند There Will Be Blood، Phantom Thread و Licorice Pizza نامزد جوایز اسکار شدهاند، اما مدام بیرون از مدار متعارف فصل جوایز حرکت کردهاند. او طبق معمولً شخصیتهایی عمیقاً ناقص اما کاملاً باورپذیر را به عکس میکشد و به مضامینی چون تنهایی، انزوا و خانواده انتخابی میپردازد، آن هم در دل یک سبک بصری کاملاً بی همتا. اندرسن فیلمهایی میسازد که بهطور متناقض هم تحسین منتقدان را برمیانگیزند و هم کمتر از حد انتظار دیده خواهد شد، اما هنگامی تاریخ به عقب نگاه کند، تردیدی نخواهد می بود که او یکی از بهترین فیلمسازان قرن بیستویکم است.

۱- کریستوفر نولان
کریستوفر نولان نامی است که سینمای قرن بیستویکم را به سطحی تازه ارتقا داده و او را به چهرهای محبوب نزد منتقدان و تماشاگران جریان مهم تبدیل کرده است. نولان به روایتهای پیچیده و دچار کننده ذهن و تصاویر خیرهکنندهاش شناخته میشود، تصاویری که عمدتاً با تکیه بر نمودهای عملی خلق شدهاند. او مجموعه بتمن را با سهگانه The Dark Knight بازتعریف کرد و ایدههای کاملاً اورجینالی همانند Inception، Interstellar و Dunkirk را به پیروزیهای عظیم در گیشه تبدیل کرد. Oppenheimer گواهی دیگر بر قوت فیلمسازی اوست، فیلمی زندگینامهای و سهساعته که به یکی از بزرگترین آثار پرفروش تابستان بدل شد و ۹۵۴ میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد.
نولان توانایی شگفتانگیزی در نمایش عظمت این دستاوردها دارد، چه از منظر علمی و چه از نظر تأثیر زنجیرهای آنها بر سرنوشت بشر. چه در The Dark Knight، چه در Inception، Interstellar یا Dunkirk، او بهگفتن جادوگر تکنیک شناخته میشود، اما همزمان فیلمسازی است که میتواند مفاهیمی زیاد انتزاعی و پیچیده را به روایتهایی قابلفهمیدن برای مخاطب عام تبدیل کند. جایگاه نولان بهگفتن صنعتگری فنی، فیلمسازی محبوب و کارگردانی بلاکباستری که بین آثار فرانچایزی و ایدههای اصیل اعتدال برقرار میکند، علتشده نام او به برندی قابل مطمعن برای مخاطبان تبدیل شود.
نظر شما چیست؟ بهنظر شما بهترین کارگردانان قرن بیستویکم تا امروز چه افرادی می باشند، یا چه افرادی در اغاز درخشش قرار دارند؟ فیلمسازانی همانند رابرت اگرز و جاش سفدی بدون تردید در اغاز این چنین جایگاهی به نظر میرسند.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
