میزبان کودکان «بهزیستی» در جنگ_آفتاب شرق

مریم یزدانی
13 Min Read


به گزارش آفتاب شرق

زیاد تر از یک هفته از اغاز جنگ در ایران می‌گذرد. خانواده‌ها هر کدام به نوعی تلاش می‌کنند خودشان را با شرایط تازه تطبیق دهند. برخی شهر را ترک کرده‌اند و برخی می‌کوشند بمانند و فضای خانه را امن‌تر کنند. در این بین اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین بزرگسالان و کودکان و تفاوت بزرگ‌تری بین کودکانی که والدینی دارند و با خانواده و در خانه باید با بحران جنگ مواجه شوند و کودکانی که از این شانس نصیب‌اند.

سازمان بهزستی حرف های در تلاش است همه مراکز نگهداری از کودکان را تخلیه کند تا آنها در شرایط امن‌تری از این دوران عبور کنند. در روبه رو، خانواده‌هایی هم داوطلب شده‌اند تا میزبان این شرایط امن‌تر برای کودکان شوند. زنان و مردانی که میزبان همین کودکان شده‌اند تا هنگامی این روزها گذشت، این کودکان هم در کنار عکس و صدای توپ و انفجار و آتش و دود، خاطره یک خانه و خانواده را با خود مرور کنند.

در خانه پناهگاه ساختیم

«گیتی» یکی از همین میزبان‌ها است. نه که اولین‌بارش باشد. او چندین دفعه برای این کار داوطلب شده است. ۵۱ ساله است و دو دختر دارد که هیچ‌کدامشان هم ایران نیستند. همین هم شد که نظر این مطرح را به همسرش داد: «دختر بزرگ‌ترم از همان ۱۸ سالگی از ایران رفت و دومی هم چند سال پیش برای کار و تحصیل به اروپا مهاجرت کرد.

مدتی من و همسرم تنهایی گذراندیم و اتفاقا سپس از سال‌ها بچه‌داری توانایی خوبی هم می بود. اما از آنجا که خودم همیشه شیفته بچه‌ها بودم و همسرم هم همانند خودم زیاد بچه‌ها را دوست دارد، با خلوت شدن خانه واقعا چیزی کم داشتیم. تا این که از طریق یکی از دوستان خانوادگی‌مان که کودکی را به فرزندی گرفته بودند، با نوشته خانواده میزبان آشنا شدیم».

گیتی فهمید می‌شود که در صورت داشتن یک‌سری ویژگی‌ها می‌تواند برای عضویت در خانواده‌های میزبان بهزیستی عمل کند: «ابتدا خودم مقداری درمورد مطرح میزبان خواندم و بعد از آن به همسرم هم معارفه کردم. خوشمان آمده می بود و به نظرمان شرایط خوبی آمد و ویژگی‌های مربوط به این مطرح را هم داشتیم. عمل کردیم و خوشبختانه سپس از مدتی برای این مطرح قبول شدیم».

او و همسرش اکنون چند سالی می‌شود که در این مطرح فعالانه شرکت می‌کنند: «جزء اولین خانواده‌هایی بودیم که برای این مطرح عمل کردیم. سپس از زمان کوتاهی مجوزهایش را گرفتیم و پسر نازنینی به جمع خانواده ما اضافه شد. اغاز فقط آخر هفته‌ها پیش ما می‌آمد. یا تعطیلات رسمی را با هم می‌گذراندیم. چون اساسا این مطرح همین معنی را می‌دهد که کودکان در بهزیستی که سن و سال بالاتری دارند و شانس این را نداشته‌اند که به سرپرستی گرفته شوند، زمان وجود در جمع خانوادگی را داشته باشند. با هم میهمانی می‌رفتیم. دخترهایمان که به ایران می‌آمدند دسته‌جمعی با هم زمان می‌گذراندیم. حتی یک‌بار توانستیم مجوزی بگیریم و یک سفر مختصر شمال با هم برویم. سپس از مدتی زمان‌های بیشتری را هم به ما می‌دادند. حتی به مرحله‌ای رسیدیم که اجازه می‌دادند شش ماه خانه ما باشد. اما در همان دوره می بود که دایی این بچه به بهزیستی مراجعه کرد و او گفت که می‌خواهد سرپرستی‌اش را بر مسئولیت بگیرد».

اتفاقی که برای گیتی و همسرش هم زیاد خوشحال‌کننده می بود: «به هر حال من و همسرم سن بالاتری داشتیم و والدین خوبی برای او محسوب نمی‌شدیم. اما اکنون هم در ربط هستیم. توانایی خوب آن میزبانی علتشد در این زمان چندین بار دیگر هم عمل کنیم؛ هم در جنگ ۱۲ روزه و هم از هفته قبل».

این خانواده با یکی از مراکز بهزیستی که مخصوص نگهداری از کودکان است، در ربط کامل می باشند و هر بار که مشکلات این‌چنینی رخ می‌دهد، به گفتن اولین داوطلبان برای نگهداری از بچه‌ها در صف قرار می‌گیرند: «متأسفانه در سرزمین ما اتفاقات بسیاری علتشده که نیاز بهزیستی به تخلیه مراکزش مرتب تکرار شود. برای مثال در خردادماه امسال که جنگ ۱۲ روزه را داشتیم، نگرانی بسیاری نسبت به مراکز بهزیستی وجود داشت و مسئولان تمایل داشتند هر چه سریع تر مراکزی را که در آنها از کودکان یا بیماران یا کهنسالان نگهداری می‌شود، تخلیه کنند. دومین روز جنگ ما خودمان به مرکزی که می‌شناختیم مراجعه کردیم و مسئولیت دو کودک را تا آخر جنگ بر مسئولیت گرفتیم».

سریعترین موتور جستجوگر خبر پارسی – اخبار لحظه به لحظه از معتبرترین خبرگزاری های پارسی زبان در آفتاب شرق

آنها این‌بار هم میزبان دو کودک دیگر شده‌اند: «در هفته‌های تازه که نوشته گمان جنگ نقل می بود زیاد پیش‌تر حرف های بودیم که به محض جدی شدن ماجرا ما را در فهرستشان لحاظ کنند. متأسفانه جنگ هم رسید و از آنجا که ما کارهایش را پیش‌تر انجام داده بودیم، همان روز نهم اسفند، یکی از همان بچه‌هایی که در جنگ ۱۲ روزه با ما می بود و کودک فرد دیگر که جدیدا به این مرکز اضافه شده را به ما سپردند».

گیتی، همسر و دو کودکی که میهمانشان می باشند، این روزها را در همان خانه خودشان، در یکی از محله‌های غرب تهران می‌گذرانند: «شیشه‌ها را چسب زده‌ایم و پرده‌ها را می‌کشیم تا در صورت ابراز موج انفجار، تا حد ممکن ایمن باشیم. بخشی از راهروی خانه را تشک و بالش و پتو گذاشته‌ایم تا اگر ملزوم شد با شدت در جای امنی پناه بگیریم، به آن نقطه خانه برویم. یقیناً همسرم در پارکینگ هم یک پناهگاه دیگر ساخته است. از آنجا که ما دوست نداریم خانه‌مان را ترک کنیم، فکر کردیم تا جای ممکن شرایط همین خانه امن باشد».

او می‌گوید که این روزها تلاش بسیاری می‌کند تا اوقات تلخ جنگ را برای بچه‌ها بهتر کند: «بچه‌ها نباید دچار جنگ شوند. باید در اسایش زندگی کنند. اما این روزها مدام صدای انفجار می‌شنوند و دود آتش می‌بینند؛ آن هم بچه‌هایی که از شانس داشتن والدین و خانواده محروم مانده‌اند. برای همین من و همسرم تلاش می‌کنیم با آنها اوقات خوبی بسازیم. با هم آشپزی می‌کنیم. هر روز در همین محله قدم می‌زنیم و با هم برای خانه خرید می‌کنیم. یک مرتبه دسته‌جمعی نان پختیم. بازی می‌کنیم. فیلم و سریال می‌بینیم و کوششمان بر این است که این روزها و شب‌های تلخ را دست‌کم برای بچه‌ها شیرین کنیم. و متقابلا وجود آنها هم برای ما در این خانه این چنین حسی دارد. دلم می‌خواهد این روزها که به سر رسید و جنگ آخر یافت، سال‌ها سپس که خواستند خاطره این روزها را به فرزندان خودشان بگویند، یک خانه و یک خانواده را برای بیاورند که دوستشان داشتند».

از جنگ ۱۲ روزه به فکرش هستیم

«ریحانه»، همسرش و پسر شش ساله‌شان هم یک خانواده‌ میزبان می باشند. اکنون چهار ماهی می‌شود که خانه آنها در هر هفته سه روز، یک میهمان تازه دارد؛ دختری ۱۲ ساله که یقیناً از اغاز جنگ، دیگر هر روز در همین خانه وجود دارد. «ریحانه» که خودش روان‌شناسی کودکان خوانده، این توانایی را یکی از بهترین تصمیمات زندگی‌اش می‌داند: «بعضی اوقات با خودم فکر می‌کنم، این بهترین تصمیمی می بود که در زندگی‌ام گرفته‌ام. سه روز وجود این دختر در خانه ما، نور بیشتری به خانه می‌دهد. نمی‌خواهم بگویم که سختی ندارد، سختی‌های خودش را هم دارد. حتی چندین دفعه، به‌خصوص در روزهای اول با مشکلاتهای بسیاری مواجه شدیم اما در کنار هم از پسش برآمدیم. حس می‌کنم در این مسیر همه ما رشد کردیم. من از سال قبل درمورد این مطرح شنیده بودم اما در جنگ ۱۲ روزه به طور جدی‌تر، ضرورتش را حس کردم و به نظرم زیاد دلنشین آمد».

همین هم علتمی‌شود تا ریحانه یک ماه بعد از آخر جنگ ۱۲ روزه برای این کار عمل کند: «من و همسرم به فرزند دوم فکر می‌کردیم اما همیشه تردیدهایی هم داشتیم. مشکلات حاضر، مسائل اقتصادی و ناپایداری‌هایی که به هر حال با زندگی ما در کشورمان گره خورده می بود، همه علتمی‌شد، فکر کنیم کار درستی نیست. سپس که فهمیدیم این چنین طرحی وجود دارد، به طور کلی از فرزندآوری منصرف شدیم و حس کردیم که این کار می‌تواند مفیدتر باشد. عمل کردیم و سپس از مدتی به نتیجه رسیدیم و اکنون هم نظرم این است که بهترین تصمیم را گرفتیم».

او می‌گوید اگر امکانش را داشت، میزبان یک کودک دیگر هم می‌شد: «اگر خانه بزرگ‌تری داشتم، در دوران جنگ میزبان یک کودک دیگر هم می‌شدم. به دوستانم زیاد پیشنهاد می‌کنم سراغ این کار بروند. به‌خصوص در این روزها که باید زیاد تر دست همدیگر را بگیریم و چه گروهی نیازمندتر از کودکان، برای حمایتو همراهی و همدلی».

وجود کمتر از هفت کودک در هر مرکز

«حسن موسوی‌چلک» رئیس کمیته مدیریت بحران و پدافند غیرعامل سازمان بهزیستی است. او در او گفت‌و‌گو با شرق  از تلاش این سازمان برای تخلیه همه مراکز نگهداری از کودکان می‌گوید: «از بین کودکان تحت پوشش این سازمان، ۷۳ کودک به خانواده‌های زیستی بازپیوند داده شده و ۶۸ کودک به فرزندخواندگی سپرده شدند. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، ۷۳ کودک در قالب بازپیوند به خانواده‌های زیستی خود بازگردانده شدند. ۶۸ کودک که پرونده‌های فرزندخواندگی آنها پیش‌تر در جریان می بود و چشم به راه صدور احکام قضایی بودند با همکاری مناسب حوزه قضایی به فرزندخواندگی سپرده شدند».

او با اشاره به مطرح خانواده‌های میزبان توضیح می‌دهد: «۲۲ کودک در قالب «امین موقت» به خانواده‌ها تحویل داده شده‌ و ۶۶۶ کودک به خانواده‌های میزبان. در این بین تلاش شد برخی از این کودکان به خانواده‌هایی واگذار شوند که پرونده‌های فرزندخواندگی آنها آماده می بود. این چنین هزار و ۱۹۳ نفر به بستگان سببی و نسبی تحویل داده شدند».

به حرف های موسوی‌چلک، آمار برخی مراکز نگهداری از کودکان به صفر رسیده است: «با دقت به شرایط اختصاصی جنگی تلاش کردیم مراکز نگهداری را تخلیه کنیم تا در صورت وقوع انفجارهای احتمالی، خطری فهمید کودکان ما نشود. در همین جهت، شیرخوارگاه آمنه را که از نظر موقعیت مکانی هم اختصاصی می بود در همان روز نخست به طور کامل تخلیه کردیم. برخی مراکز دیگر را هم از نظر مقداری به صفر رساندیم و چند مرکز فرد دیگر که تا این مدت کودکان در آن وجود دارند، همه انها تعداد کودکانشان کمتر از هفت نفر است».

او این چنین از اهمیت همکاری‌های بین نهادی برای تسریع این امور می‌گوید: «نامه‌نگاری‌های بسیاری در این عرصه با چند نهاد و سازمان دیگر داشته‌ایم تا اجرای فعالیت‌هایمان در همه استان‌ها تسریع شود. به‌خصوص در عرصه کودکان بدسرپرستی که ولی قهری دارند و تصمیم‌گیری برایشان در حوزه اختیارات ما نیست و دستگاه قضا باید نامه بدهد. خوشبختانه تا امروز مشکلی در این عرصه نداشته‌ایم و همه برنامه‌ها با همان دقت و سرعتی که مدنظرمان می بود پیش رفته است».

دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی

اخبار اجتماعی

اخبار ورزشی

فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

کسب وکار

Share This Article