به گزارش آفتاب شرق
تا اکنون تلاش فردی را برای رسیدن به یک ایده خلاقانه تماشا کردهاید؟ لیوان چای روی میز، پشت لپتاپ و چهرهای جدی که با اخم به مانیتور خیره شده است. اگر ایدهای نیاید، آه و نالهای میکند و یا چایش را سر میکشد. اما حقیقت این است که خلاقیت به ندرت در این شرایط شکوفا میشود. همه ما داستانهایی شنیدهایم که بهترین ایدهها زیر دوش، زمان پیادهروی یا حتی شستن ظرفها به ذهن میرسند؛ مسئله مهم اینجاست که این اتفاقی اتفاقی نیست. تحرک فیزیکی به پرورش خلاقیت پشتیبانی میکند چون بدن را دچار الگویی تکراری میکند که نیاز به پردازش ذهنی بسیاری ندارد و همین امر دسترسی به بینشهای تازه را بازمیگرداند.
وقتی که افراد بهجای رسیدن به خلاقیت، ادای آن را درمیآورند، توجهشان روی مشکل قفل میشود و این سختی ادراک را محدود میکند. اگر فردی در یافتن راهحلهای خلاقانه مشکل دارد، از او نخواهید زیاد تر تلاش کند چون تلاش زیاد تر، او را در تنگنا قرار میدهد؛ در عوض، او را به حرکت وادارید.
در ادامه سه موقعیت مهم را بازدید میکنیم که در آنها بلندشدن و دورشدن از میز کار، تبدیل تصمیمات هوشمندانهتر میشود.
۱. موقعیتهای «چراغ قرمز»
موقعیتهای «چراغ قرمز» وقتی رخ خواهند داد که فرد در حالت «جنگ یا گریز» قرار دارد و تخیلش به سمت ویرانگری میرود؛ برای مثالً میخواهد کل پروژه را دور بریزد یا یک ایمیل غیرحرفهای بفرستد و از محل کار او بیرون بزند. در این لحظات، ادراک محدود میشود و صبر تحلیل میرود. راهکار مؤثر در این شرایط، انجام حرکات مختصر اما شدید است تا جواب استرسی بدن تخلیه شود.
یک دور تند دویدن دور ساختمان، بالا و پایینرفتن از پلهها یا تکاندادن دستها میتواند آدرنالین را بسوزاند و فرد را از حالت اضطراری بیرون بکشد. مقصد این است که ذهن از حالت دفاعی بیرون بیاید و مجدد بتواند با تمرکز خلاقانه به حل مسائل بپردازد. حتی اگر فضای تیم اجازه میدهد، انجام حرکات پروانه با مقداری چاشنی طنز میتواند انرژی مخرب را تخلیه کند.
۲. گذر از حالت «چراغ زرد»
لحظات «چراغ زرد» روزهایی می باشند که ساعتها به یک قضیه لاینحل خیره شدهاید و هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. ذهن روی یک ایده تکراری قفل کرده و نگرانی از نتیجه کار، مانع شکوفایی تخیل میشود. در این شرایط، باید حرکات کوچک و ریتمیک را عادیسازی کنید که به ذهن اجازه پرسهزدن خواهند داد.
دست از کار بکشید به یک پیادهروی آرام ۱۰ دقیقهای در بیرون بروید، بعضی اوقات ورودیهای حسی (همانند دیدن ماشینها یا شنیدن صداها) معجزه میکند. مقصد این است که با تکرار یک حرکت ساده، مغز آرام بگیرد و انرژی ذهنی از بنبست خارج و به سمت گزینههای تازه هدایت شود. افراد بهشدت یاد میگیرند که این کار تنبلی نیست، بلکه روشی عملی برای برگشت دادن تمرکز خلاقانه است تا کارها سریع تر پیش برود.
۳. لحظات «چراغ سبز»
لحظات «چراغ سبز» وقتی می باشند که میخواهید ایدههای نو خلق کنید اما مخزن خالی از انرژی است و افراد خستهاند. اینجا جایی است که طوفانهای فکری درحال حرکت میدرخشند، چون حرکت ملایم حس گشایش تشکیل میکند و علتتولید ایده خواهد شد.
برای مثال بهجای حبس شدن در اتاق کنفرانس، مدیران میتوانند سؤالات مربوط به محصول، فرهنگ سازمانی یا آینده تیم را در میانه یک پیادهروی آرام نقل کنند. برای جلسات طویلتر یا روزهای تنظیم استراتژی، هدیه دادن دفترچههای کوچک برای یادداشتبرداری در میانه راهرفتن یا ایستاده فکرکردن، میتواند راهگشا باشد.

هنگامی کارکنان ایدهای ندارند، به ندرت به علت فقدان خلاقیت است؛ طبق معمولً به این علت است که تلاش دارند در بدترین شرایط به آن دسترسی اشکار کنند. مؤثرترین حرکت مدیریتی، زماندادن به افراد برای دورشدن از میز و مطمعن به این اصل است که بهترین تفکر زیاد تر در آزادانه حرکتکردن رخ میدهد. یقیناً لحظات چراغ سبز فقط محدود به محیط کار نیست، حتی اعضای یک خانواده یا جمع دوستان نیز میتوانند در میانه حرکت باهم همفکری کنند.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
