سراب طلایی؛ هنگامی سوداگری سودآورتر از فعالیت اقتصادی به نظر می‌رسد_آفتاب شرق

مریم یزدانی
9 Min Read


به گزارش آفتاب شرق

این روزها اگر در شبکه اجتماعی ایکس بچرخید، به گمان زیادً با روایت‌هایی مواجه می‌شوید که حسابی ذهنتان را دچار می‌کند. افراد می‌گویند در یک سال قبل ابزار کارشان را فروخته یا کرکره مغازه‌شان را پایین کشیده‌ و همه نقدینگی‌شان را به طلا تبدیل کردند. در نتیجه نیز سود خوبی از این اندوخته‌گذاری کسب کردند که از عایدی یک سال کار کردن زیاد تر است. اعداد طبیعتا افترا نمی‌گویند؛ اما آیا این تصمیم از نظر اقتصادی هم درست است؟ یا ما در حال تماشای یک خطای محاسباتی بزرگ هستیم که آینده معیشتی افراد را به خطر می‌اندازد.

ماجرا از محاسبات سرانگشتی در شبکه اجتماعی ایکس اغاز شده است. توییتر اسبق پر شده از پست‌هایی که افراد اندوخته‌گذاری روی طلا را بهتر از کار کردن می‌دانند. برای مثالً کاربری نوشته: «اگر پارسال اول مهر ۱۰۰ گرم طلا می‌خریدم و امروز می‌فروختم، درآمدش از یک سال کار کردنم زیاد تر می بود.» روایت پراستقبال فرد دیگر نیز در ایکس وجود دارد: «طلا ده و خرده‌ای می بود یکی از آشناها [کِشنده ولوو] FH500 فروخت یک کیلو و خرده‌ای طلا خرید خودش هم رفت سر یه فوتون شوفر وایستاد، الان فکر کنم نزدیک به سه میلیارد تو سوده طی چند ماه، کار کردن عملا بی ثمر شده.»

فضای مجازی پر شده از این حسرت مشترک که اگر در چند سال قبل کرکره کسب‌وکارهایمان را پایین کشیده بودیم و طلا می‌خریدیم، الان جلوتر بودیم. توییت‌هایی که یک مطلب خطرناک دارند: در اقتصاد امروز، اندوخته‌گذاری، سودآورتر از جان کندن است. اما آیا این همه حقیقت است؟

اگر شما هم به سراغ ماشین حساب رفتید تا حساب و کتاب کنید چه سودی را در این زمان و در ازای تعطیل نکردن کسب‌وکارتان از دست داده‌اید؛ قبل از هر تصمیمی، ادامه این گزارش را بخوانید.

فرزانه حاضری، دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، معتقد است این اعداد روایت شده تنها نیمی از حقیقت را نشان خواهند داد و نیمه نهان آن، می‌تواند آینده اقتصادی فرد را نابود کند.

او در گفتگو با دیجیاتو توضیح می‌دهد که اگرچه جهش قیمت اسمی در بازارهایی همانند طلا دلنشین به نظر می‌رسد، اما از منظر تئوری‌های اقتصاد خرد، این تصمیم نشان‌دهنده یک خطای بنیادی در فهمیدن تفاوت بین «خلق ثروت» و «نگه داری قیمت» است.

«اندوخته‌گذاری در بازارهای مالی نباید جانشین فعالیت مولد شود»

حاضری به دیجیاتو می‌گوید در تلاطم‌های اقتصادی، تعداد بسیاری از فعالان حوزه تشکیل و خدمات با این وسوسه روبه رو خواهد شد که با تعطیلی فعالیت خود، اندوخته‌شان را به بازارهای دارایی نظیر طلا یا ارزهای دیجیتال منتقل کنند. اگرچه جهش قیمت اسمی در این بازارها دلنشین به نظر می‌رسد، اما از منظر تئوری‌های اقتصاد خرد، این عمل نشان‌دهنده یک خطای بنیادی در فهمیدن اختلاف بین «خلق ثروت» و «نگه داری قیمت» است:

«در لایه نخست، باید در نظر داشت که کسب‌وکار یک دارایی مولد است. قیمت یک بنگاه اقتصادی نه فقطً در تجهیزات فیزیکی، بلکه در قوت «خلق قیمت‌افزوده» و جریان‌های نقدی آتی نهفته است. در روبه رو، دارایی‌هایی نظیر طلا، ابزارهایی ایستا می باشند که به خودی خود ثروتی تشکیل نمی‌کنند و بازدهی آن‌ها فقطً تابعی از نوسانات برون‌زای قیمت است. انحلال یک کسب‌وکار برای خرید طلا، در حقیقت معاوضه یک «سیستمِ مولدِ پوینده» با یک «ذخیره قیمتِ ساکن» است؛ کاری که پتانسیل رشد مرکب ثروت را متوقف کرده و فرد را از چرخه اقتصاد ملی خارج می‌سازد.»

سریعترین موتور جستجوگر خبر پارسی – اخبار لحظه به لحظه از معتبرترین خبرگزاری های پارسی زبان در آفتاب شرق

او در ادامه به دیجیاتو می‌گوید: «در لایه دوم، نباید از اندوخته‌های نامشهود غافل شد. قسمت بزرگی از ثروت یک کارآفرین در اعتبار برند، شبکه مشتریان و دانش فنی تیم اجرایی او نهفته است. مطابق تئوری‌های نوین مدیریت، تعطیلی فعالیت به تصمیم سوداگری، این اندوخته‌های دیریافت را به شدت نابود می‌کند. هزینه بازسازی یک برند و جلب مجدد مطمعنِ بازار، به مراتب فراتر از سودی است که از نوسانات بازار دارایی به دست می‌آید. خروج از بازار، یک «مانع ورود» سنگین برای آینده فرد تشکیل می‌کند که در طویل مدت، تبدیل کم شدن جایگاه اقتصادی وی خواهد شد.»

حاضری با گفتن این که در این جابه‌جایی زیاد تر هزینه زمان به درستی محاسبه نمی‌شود به دیجیاتو می‌گوید: «اندوخته‌گذاری در بازارهای مالی نباید جانشین فعالیت مولد شود، بلکه باید به گفتن ابزاری مکمل برای مدیریت ریسکِ سودهای حاصله عمل کند. رویکرد علمی حکم می‌کند که بنگاه اقتصادی به گفتن ستون مهم تشکیل ثروت نگه داری شود و تنها بخشی از مازاد نقدینگی به بازارهای موازی تخصیص یابد.»

1766236246 135 سراب طلایی؛ هنگامی سوداگری سودآورتر از فعالیت اقتصادی به نظر

او پافشاری می‌کند یک اصل حیاتی در مدیریت دارایی، تفکیک بین اندوخته معیشتی و اندوخته ریسک‌پذیر است. ورود به بازارهای پرنوسان تنها باید با آن بخشی از ثروت صورت گیرد که الزام زندگی روزمره نبوده و فقدان احتمالی آن در تاثییر تلاطم‌های بازار، خللی در کیفیت رفاه و تعهدات مالی فرد تشکیل نکند. منفعت گیری از اندوخته در گردشِ کسب‌وکار برای سوداگری، نه یک استراتژی اقتصادی، بلکه نوعی «قمار بر سر کیفیت زندگی» است که می‌تواند در صورت چرخش روال بازار، به مشکلاتهای معیشتی جبران‌ناپذیر منجر شود.

اثرات روانی ترویج این تفکر

اما گسترش این چنین تفکراتی و گفتن آنها در شبکه‌های اجتماعی چه اثراتی روی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی افراد می‌گذارد؟ حاضری در این باره به دیجیاتو می‌گوید:

«هنگامی سود حاصل از نوسان قیمت طلا یا زمین با درآمد ناشی از تخصص و تلاش حرفه‌ای قیاس می‌شود، نوعی ناامیدی ساختاری نسبت به «کار مولد» شکل می‌گیرد. این اتفاق از منظر اقتصاد رفتاری، تبدیل انحرافِ انگیزه‌ها از سمت «نوآوری» به سمت «رانت‌جویی» و سوداگری می‌شود.»

به باور او پیامد نخست این جریان، کوچِ نوابغ و نیروهای متخصص از قسمت‌های فنی و خدماتی به سمت بازارهای مالی است. وقتی که اندوخته انسانی یک سرزمین به جای حل مسائل پیچیده صنعتی یا علمی، همه توان فکری خود را صرف رصد نمودارهای قیمتی می‌کند، نرخ رشد منفعت‌وری ملی افت می‌یابد. این جابه‌جایی، جامعه را از قیمت‌افزوده‌ای که می‌توانست توسط این افراد خلق شود، محروم می‌سازد. از نظر دیگر، ترویج این دیدگاه علتتشدید «رفتارهای توده‌ای» می‌شود که در نهایت به تشکیل حباب‌های قیمتی و ضررهای سنگین برای قشر صدمه‌پذیر می‌انجامد.

1766236246 793 سراب طلایی؛ هنگامی سوداگری سودآورتر از فعالیت اقتصادی به نظر

مواظب تصمیمات نادرست در زمان جاماندگی باشید

اما این حس جاماندگی از بازدهی قابل دقت طلا را چطور می‌توان مدیریت کرد؟ حاضری در جواب به این سوال دیجیاتو می‌گوید:

«حس جاماندگی از بازار یا آنچه در ادبیات مالی «فومو» (FOMO) نامیده می‌شود، یکی از قدرتمندترین محرک‌های تصمیمات نادرست در دوران رونق است. این سختی روانی علتمی‌شود افراد بدون تحلیلِ قیمت ذاتی و فقطً تحت تأثیر حرکتِ جمعی، در اوج قیمت‌ها عمل به خرید کنند. برای مدیریت این حالت، اولین قدم، تفکیک بین «قیمت» و «قیمت» است. قیمت آن چیزی است که شما می‌پردازید و قیمت آن چیزی است که به دست می‌آورید؛ در زمان جهش‌های اضطراب، قیمت طبق معمولً فرسنگ‌ها از قیمت ذاتی فاصله می‌گیرد.»

به حرف های وی مدیریتِ کارآمدِ ثروت ایجاب می‌کند که به جای عکس العمل‌های شتاب‌زده، از راه‌حل‌های نظام‌مند منفعت گیری شود. یکی از این راه حلها، «میانگین‌گیری هزینه خرید» در بازه‌های وقتی گوناگون است. در این روش، شما به جای آنکه همه پول خود را در یک لحظه به طلا یا دارایی فرد دیگر تبدیل کنید، آن را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کرده و در بازه‌های وقتی منظم (برای مثالً ماهی یک‌بار یا هفته‌ای یک‌بار) خرید می‌کنید. با این کار، شما دیگر دلواپس این نیستید که «آیا امروز قیمت در بیشترین حد خود است یا خیر؟»؛ چون خرید شما در طول زمان پخش شده است.

دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی

اخبار اجتماعی

اخبار ورزشی

فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

کسب وکار

Share This Article