به گزارش آفتاب شرق
این اتفاق که پاریدولیای چهره یا همانندپنداری نامیده میشود، یک خطای دید کاملاً طبیعی است؛ بازیگوشی مغز ما که در الگوهای اتفاقی، بهجستوجو دوست یا دشمن میگردد. اما فکر کنید این جستجوی ناخودآگاه برای یافتن چهره، از کنترل خارج شود.
برای زیاد تر ما، توهمها لحظهای و گذرا می باشند. اما بهگزارش کانورسیشن، پژوهشی تازه مشخص می کند افرادی که به عارضهای نادر به نام «سندرم برف بصری» مبتلا می باشند، چهرههای خیالی را زیاد زیاد تر و آشکارتر از دیگران میبینند. این یافتهی تازه، دریچهای شگفتانگیز به روی کارکرد مغزهایی باز کرده که گویی فیلترهایشان را از دست دادهاند و حقیقت را با شدتی بیشازحد پردازش میکنند.
دنیایی پشت برفکهای تلویزیون
سندرم برف بصری همانند زندگیکردن در فیلمی است که کیفیت پخش آن پایین است. مبتلایان به این سندرم، جهان را از پشت پردهای از نقاط ریز و لرزان میبینند؛ درست همانند برفکهای تلویزیونهای قدیمی که سیگنال را گم کردهاند. این افراد گزارش خواهند داد که نقاط هیچ زمان محو نمیشوند، حتی هنگامی چشمهایشان را میبندند یا در تاریکی مطلق اتاق نشستهاند.
قیاس دید افراد عادی (سمت چپ) و افراد مبتلا به سندرم برف بصری (سمت راست).
اگرچه علت دقیق این ماجرا تا این مدت در هالهای از ابهام است، شواهد علمی به بیشتحریکی قشر بینایی اشاره دارند. به زبان ساده، نورونهایی که مسئول پردازش تصاویر در مغز می باشند، بیشازحد شوقزدهاند و مدام «شلیک» میکنند، حتی وقتی که سیگنال ورودی خاصی وجود ندارد. این فعالیت اضافه، ادراک بصری فرد را با نویز پر میکند. تعداد بسیاری از این افراد همزمان با میگرن و حساسیت شدید به نور هم دستوپنجه نرم میکنند.
آزمایشی برای شکار چهرهها
تیمی از پژوهشگران به سرپرستی جسیکا تابرت، دانشیار دانشگاه کوئینزلند، تصمیم گرفتند ببینند آیا این نویز مغزی روی نحوه تفسیر جهان تأثیر میگذارد یا خیر. آنها از ۲۵۰ داوطلب خواستند به تصاویری از اشیای روزمره نگاه کنند؛ از یک فنجان قهوه گرفته تا بافت نامنظم یک تنه درخت. سپس از آنها خواسته شد بگویند چه مقدار راحت میتوانند در این تصاویر، چهرهای را تشخیص دهند.
تعداد بسیاری از این افراد همزمان با میگرن و حساسیت شدید به نور هم دستوپنجه نرم میکنند
نتایج خیرهکننده می بود. گروهی که به سندرم برف بصری مبتلا بودند، به شکلی معنادار و مداوم، در تصاویر بیجان چهرههای بیشتری میدیدند. دلنشینتر این که افرادی که همزمان دچار برف بصری و میگرن بودند، بیشترین امتیازها را به ثبت رساندند. آنها نه تنها چهرهها را زیاد تر میدیدند، بلکه گزارش دادند که چهرههای توهمی برایشان زیاد آشکارتر و زندهتر به نظر میرسد.
هنگامی مغز نقطهها را به هم وصل میکند
پژوهش تازه فرضیهای قدیمی را تحکیم میکند: مغز افراد مبتلا به برف بصری، هایپررسپانسیو است؛ یعنی بیشازحد عکس العمل مشخص می کند. در حالت عادی، سیستم بینایی ما گمانهای سریعی درمورد محیط میزند و سپس آنها را چک میکند. اما در این افراد، به علت فعالیت الکتریکی زیاد، سیستم کنترل کیفیت مختل میشود. یک هشدار کاذب ساده، همانند این که سایهی روی دیوار همانند یک صورت است، بهجای این که رد شود، حتی تحکیم نیز میشود.
پژوهشگران میگویند: «تکامل، سیستم بینایی ما را طوری تنظیم کرده که اول چهرهها را ببیند و سپس سوال بپرسد، چون تشخیص سریع یک حاضر دیگر برای بقا حیاتی بوده است. در افراد مبتلا به برف بصری، این سیستم روی حساسیت حداکثری تنظیم شده است.»
یافتههای تازه تنها کنجکاوی علمی نیست؛ برای بیمارانی که سالها از سوی پزشکان جدی گرفته نمیشدند، حکم تبرئه را دارد. آنها خیالپردازی نمیکنند، بلکه مغز آنها جهان را متفاوت میبیند. پیونددادن این سندرم با اتفاقای سنجشپذیر همانند پاریدولیا، میتواند به ابزاری ساده و سریع برای تشخیص این اختلال تبدیل شود، بهاختصاصی برای کودکانی که احتمالا نتوانند توصیف کنند چرا دنیا برایشان برفکی است.
در نهایت، این مطالعه به ما یادآوری میکند که ادراک ما از جهان، آینهای شفاف نیست، بلکه تفسیری است که مغز ما میسازد. این تفسیر بعضی اوقات میتواند با مقداری نویز اضافه، تحول کند.
مطالعه در نشریهی Perception انتشار شده است.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
