نگاهی به حرکت ماکیاولیست‌ها؛ چرا آدم‌های بدجنس موفق به‌نظر می‌رسند؟_آفتاب شرق

مریم یزدانی
6 Min Read


به گزارش آفتاب شرق

احتمالا شما هم چندین دفعه با دیدن فیلم‌هایی همانند «گرگ وال‌استریت» یا سریال Succession، مجذوب شخصیت‌های قدرتمندی شده باشید که با بی‌رحمی و دسیسه به اهدافشان می‌رسند. فرهنگ عامه سال‌ها است که شخصیت‌های ماکیاولیستی را باهوش و کاریزماتیک نمود می‌دهد، اما هنگامی در دنیای واقعی با این چنین افرادی مواجه می‌شویم، ماجرا دیگر سرگرم‌کننده نیست. خونتان به جوش می‌آید هنگامی می‌بینید همکاری که دائم زیرآب می‌زند یا رئیسی که جز منافع خودش چیزی نمی‌فهمد، پله‌های ترقی را یکی بعد از فرد دیگر طی می‌کند. علم روانشناسی جواب تلخی برای این اتفاق دارد: بله، افراد بدجنس و ماکیاولیست زیاد تر پول بیشتری درمی‌آورند و سریع تر رشد می‌کنند، اما این سکه روی فرد دیگر هم دارد که احتمالا از آن خبر نداشته باشید.

بهتر است با این سوال اغاز کنیم:‌ آیا واقعاً افراد بدبین و بدجنس باهوش‌تر از بقیه می باشند؟ خیر، تحقیقات مشخص می کند که این یک توهم بزرگ به نام «توهم نبوغ بدبینانه» است. اگرچه ما زیاد تر افراد شکاک و بدبین را افرادی عمیق و دانشمند فکر می‌کنیم که «دست روزگار را خوانده‌اند»، اما مطالعه روی ۲۰۰ هزار نفر در ۳۰ سرزمین جهان نشان داده است که افراد بدبین در آزمون‌های توانایی شناختی و لیاقت تحصیلی، نمره کمتری نسبت به همتایان خوش‌بین و قابل‌مطمعن خود کسب می‌کنند.

درواقع، تعداد بسیاری از این افراد از بدبینی و فریب دیگران به‌گفتن مکانیسمی جبرانی منفعت گیری می‌کنند تا افتهوش یا توانمندیهای واقعی خود را نهان کنند. آنها یاد گرفته‌اند که بازی‌های روانی راه میانبر خوبی برای رسیدن به مقصد است، حتی اگر لیاقت فنی ملزوم را نداشته باشند.

سؤاستفاده ماکیاولیست‌ها از مطمعن ذاتی دیگران

پیروزی این افراد مدیون یک ویژگی تکاملی در اکثر انسان‌ها است: «تمایل پیش‌فکر به اعتمادکردن». ماکیاولیست‌ها دقیقاً از همین ویژگی برای جلوافتادن منفعت گیری می‌کنند. اکثر انسان‌ها به‌صورت پیش‌فکر صادق و همدل می باشند و انتظار دارند دیگران هم همین‌طور باشند؛ این ویژگی علتانسجام جامعه می‌شود.

اما یک فرد ماکیاولیست که به هیچ‌کس مطمعن ندارد، یاد می‌گیرد که چطور مطمعن دیگران را جلب کند. آنها در پیروی رفتارهای قابل‌مطمعن استاد می باشند و کاری می‌کنند که شما سفره دلتان را برایشان باز کنید. این افراد اطلاعات را از شما می‌گیرند، اما هیچ زمان چیزی از خودشان ابراز نمی‌دهند و درنهایت از همان اطلاعات علیه شما یا برای پیشبرد اهداف خودشان منفعت گیری می‌کنند.

پیروزی ماکیاولیست‌ها در محیط کار

اگرچه این افراد در مختصر‌زمان یا در محیط‌های کاری آشفته و بدون ساختار به‌شدت رشد می‌کنند، اما پیروزیشان طبق معمولً شکننده است. آنها در مصاحبه‌های کاری عالی ظاهر خواهد شد و در مذاکرات و بازی‌های قوت توانایی دارند، اما هنگامی نوبت به مدیریت واقعی و طویل مدت می‌رسد، کم می‌آورند.

تحقیقات مشخص می کند که هنگامی پرده‌ها کنار می‌رود و همکاران فهمید ماهیت واقعی آنها خواهد شد، حمایتاجتماعی را از دست خواهند داد. آنها امکان پذیر نردبان ترقی را طی کنند، اما هنگامی بالا می‌رسند، عده بسیاری پایین نردبان منتظرند تا سقوطشان را تماشا کنند. علاوه‌براین، سبک مدیریت آنها بر پایه هراس و ابهام است که در طویل مدت کارکرد تیم را نابود می‌کند.

هزینه سنگین بدجنس‌بودن برای سلامت روان

احتمالا از بیرون به نظر برسد که این افراد زندگی عالی و مرفهی دارند، اما تحقیقات مشخص می کند که آنها از درون در رنج می باشند. بدبینی و بی‌اعتمادی مزمن علتمی‌شود که سطح استرس آنها همیشه بالا باشد، چون دائماً فکر می‌کنند دیگران هم همانند خودشان تصمیم ضربه‌زدن دارند.

ماکیاولیست‌ها

این نگرش سمی علتانزوای اجتماعی، درگیری‌های خانوادگی و حتی بیماری‌های جسمی می‌شود. محققان می‌گویند بدبینی می‌تواند نشانه‌ای برای بیماری‌های قلبی عروقی، زوال عقل و مرگ زودرس باشد. در واقع آنها احتمالا در بازی قوت برنده شوند، اما در بازی زندگی و اسایش، بازنده‌های بزرگی می باشند.

سریعترین موتور جستجوگر خبر پارسی – اخبار لحظه به لحظه از معتبرترین خبرگزاری های پارسی زبان در آفتاب شرق

چطور باید با یک رئیس یا همکار ماکیاولیست حرکت کرد؟

بهترین استراتژی برای مقابله با این افراد، نگاه‌کردن به رابطه به‌گفتن یک بازی شطرنج سرد و بی‌روح است، نه یک ربط انسانی. تلاش نکنید با آنها داخل بازی فریب شوید، چون در زمین این افراد ناکامی خواهید خورد. درعوض، باید روی اتحاد با دیگر همکاران تمرکز کنید.

ماکیاولیست‌ها در تاریکی و ابهام رشد می‌کنند؛ بعد با شفاف‌سازی حرکت آنها و به اشتراک‌گذاشتن تجربیاتتان با دیگران (بدون غیبت‌کردن اضطراب) قوت مانور آنها را کم کنید. این چنین زیاد مهم است که برای خودتان حد و مرز تعیین کنید و بدانید هزینه تحمل این شرایط چه مقدار است. اگر هزینه‌ای که برای سلامت روانتان می‌پردازید زیاد تر از حقوقی است که می‌گیرید، زمان آن رسیده که آنجا را ترک کنید.

دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی

اخبار اجتماعی

اخبار ورزشی

فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

کسب وکار

TAGGED:
Share This Article