به گزارش آفتاب شرق
او گفت: با استقرار دولت چهاردهم در تابستان ۱۴۰۳، رویکرد اجراییسازی این سیاستها شتاب بیشتری گرفت. در نخستین قدم، رئیس جمهوری آقای دکتر عبدالعلیزاده را به گفتن نماینده اختصاصی خود در این حوزه منصوب کردند تا نگاه راهبردی به سواحل عملیاتی شود.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: اکنون با اهمیت ترین عمل دفتر دریایی و نماینده اختصاصی، بازنگری در مصوبه بهار ۱۴۰۳ است. مقرر شده است که اصلاحیهای بر آن آییننامه تدوین شود تا خروجی کار، یک مصوبه کاملاً اجرایی، منطبق با قوانین جاری سرزمین و با مراعات دقیق ملاحظات و پیوستهای محیطزیستی باشد.
او گفت: در همین جهت کمیتهای تخصصی راه اندازی شد که معاونت دریایی سازمان حفاظت محیطزیست در آن وجود فعالی داشت. نتیجه این تعامل های، بازنگری اساسی در شاکله مصوبه قبلی و تدوین اصلاحیهای با رویکرد کاملاً محیطزیستی است که هماکنون آماده مطرح و تصویب در هیئت دولت است.
لاهیجانزاده افزود: مسئله حائز اهمیت در این بازنگری، تحول نگاه راهبردی است. در مصوبه قبل، رویکرد غالب و پررنگتر معطوف به «منفعتبرداری» می بود اما در نگاه تازه، ضمن پذیرفتن اصل منفعتبرداری و گسترش، شرط مهم مراعات توان اکولوژیک و تنوع زیستی سواحل است. به عبارت دیگر هرگونه بارگذاری و گسترش باید دقیقاً بر پایه ظرفیت و قابلیت تحمل زیستگاههای منطقه تعریف شود. این نوشته فقطً یک شعار کلی نیست بلکه ما این الزام را در تکتک بندهای قانونی اصلاحیه تازه گنجاندهایم.
او گفت: مسئله راهبردی دوم در او گفت و گو گسترش دریامحور، انتقال محوریت گسترش سرزمین به سمت سواحل است که طبیعتاً با بارگذاریهای عظیم در دو حوزه صنعت و جمعیت همراه خواهد می بود. اگر این بارگذاریها بدون انطباق با معیارهای علمی انجام شود، قطعاً در آینده منشأ خسارات جبرانناپذیری خواهد شد.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: برای پیشگیری از این چالش، ما برتری را بر تکمیل مطالعات آمایش سرزمین و پهنهبندی کاربریها در سواحل جنوبی و مکران قرار دادیم. در این مطالعات، با جزئیات دقیق اشکار کردهایم که هر کاربری در کدام نقطه مجاز است؟ برای مثال تأسیسات آبشیرینکن فقطً در کدام پهنهها قابل اجراست؟ گسترش صنعتی کجا جانمایی شود؟ و اگر قرار است شهر جدیدی احداث شود، در کدام موقعیت و با چه ضوابطی باید باشد؟
او گفت: مقصد ما این است که گسترش پرشتاب در جنوب، به سرنوشت گسترش در فلات مرکزی و درون سرزمین دچار نشود؛ گسترشای که به علتعدم مراعات ملاحظات به از دست رفتن سفرههای آب زیرزمینی و نابودی تالابها انجامید.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: خوشبختانه در این مسیر، حمایتقاطع مدیریتی نیز وجود دارد. آقای عبدالعلیزاده به گفتن نماینده اختصاصی رئیسجمهوری، باور راسخی به مقولههای محیط زیست، توان اکولوژیک و آمایش سرزمین دارند و همین امر علتشده تا فاز زیرساختی گسترش مکران، کاملاً مبتنی بر اصول علمی و قانونی پیش برود.
حالت تالابهای ایران
لاهیجانزاده در جواب به این سوال که با دقت به شرایط اقلیمی سرزمین، حالت تالابهای ایران در یک سال قبل چطور برسی میشود و خشکسالی چه تأثیری بر منبع های آبی داشته است؟ او گفت: برای جواب به این سوال باید نگاهی به آمار سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ (از اول مهر ۱۴۰۳ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۴) داشته باشیم. مطابق دادههای هواشناسی و نظر کارشناسان، سالی که پشت سر گذاشتیم، یکی از سختترین سالهای آبی ایران و در زمره «سه سال کمبارش» در نیمقرن تازه (۵۰ سال قبل) می بود. در این بازه وقتی، میانگین بارشها سقوط کرد و ما حجم عظیمی از روانآبها را از دست دادیم. تبعات این رخداد اقلیمی در دو قسمت نمایان شد.
او گفت: در حوزه محیط زیست، زیاد تر تالابهای سرزمین دچار بحران شدند و وسعت پهنههای آبیمان به تنش آبی رسید و در حوزه مصارف شهری، ورودی آب به پشت سدها افت چشمگیری داشت. همان گونه که در تابستان قبل ناظر بودید، این افتمنابع تبدیل تنش آبی و حتی جیرهبندی در فراهم آب شرب کلانشهرهایی همانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد شد.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست اضافه کرد: برای تحلیل حالت تالابها باید به یک اصل هیدرولوژیک دقت کنیم؛ تالابها که غالباً در انتهای حوضههای آبریز (پایاب رودخانهها) قرار دارند، مدام نخستین قربانیان خشکسالی می باشند. زنجیره صدمهپذیری به این صورت است که ابتدا محیط زیست صدمه میبیند سپس مصارف کشاورزی و صنعت و در نهایت آب شرب به این علت هنگامی در تابستان ۱۴۰۴ ناظر تنش در آب شرب بودیم، معنایش این می بود که تالابهای ما پیش از آن، ضربه نهایی را خوردهاند.
وی تصریح کرد: متأسفانه در سالی که گذشت، برآورد میشود که نزدیک به ۷۰ درصد از وسعت تالابهای سرزمین خشک شد و پهنههای آبی جای خود را به بسترهای خشک و کانونهای فرسایش بادی دادند. خشکی کامل «تالاب جازموریان» علتشد این منطقه در تابستان ۱۴۰۴ به یکی از کانونهای فعال گردوغبار تبدیل شود. در شرق سرزمین، مجموعه «تالابهای هامون» به علتعدم دریافت حقآبه از سرزمین همسایه، کماکان منشأ مهم ریزگردهاست. این چنین «تالاب گمیشان» در شمال به علت قطع ربط با دریا، مستعد تبدیل شدن به کانون گردوغبار شده است. تالابهای مهمی همچون «گاوخونی» و «پریشان» تقریباً بهطور کامل خشک شدهاند.
لاهیجانزاده تصریح کرد: در رابطه «تالاب بختگان» با وجود کوششهای انجامشده و رهاسازی ۳۰ میلیون مترمکعب آب، شدت تبخیر به قدری بالا می بود که این تالاب هم در تابستان خشک شد. دریاچه ارومیه که حساسیت بالای افکار عمومی و رسانهها را به همراه دارد، حالت مساعدی نداشت و در تابستان ۱۴۰۴ قسمت بزرگی از پهنه آبی آن از دست رفت و تنها وسعت ناچیزی از آن باقی ماند.
او گفت: ما سال آبی زیاد سختی را در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم که یکی از سختترین دورههای خشکسالی می بود. سال آبی تازه نیز اغاز خوبی نداشت. در ماههای مهر و آبان و حتی تا ۱۵ آذرماه ۱۴۰۴، عملاً بارندگی مؤثری در سرزمین ثبت نشد و تنها استثناء استان گیلان می بود که بارشهای آن به دادِ تالاب انزلی رسید اما خوشبختانه از نیمه آذرماه با تحول الگوهای جوی، بارشهای زیاد خوبی اغاز شد که تا امروز استمرار داشته است. تأثیر این بارشها در چند محور قابل بازدید است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه گفت: بارشهای تازه در نیمه جنوبی سرزمین زیاد راهگشا می بود. تالاب جازموریان که به کانون گردوغبار تبدیل شده می بود، نزدیک به ۴۵ درصد آبگیری کرد و عملاً کانون بحرانی آن حذف شد. در منطقه زابل هم دو نوبت بارندگی نسبتاً خوب داشتیم و فعلاً کانونهای گردوغبار سیستان را مهار کرده است.
وی تصریح کرد: در استانهایی همانند خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کردستان و آذربایجان غربی، مقدار بارشها به حد نرمال رسید و در برخی نقاط حتی از نرمال فراتر رفت. ویژگی مهم بارشهای تازه در شمال غرب سرزمین، ماهیت برفی آن می بود. بارش برف در این مناطق زیاد مشهود بوده که برای پایداری منبع های آب در فصل گرما حیاتی است. بر پایه آخرین پایشهایی که تا هفته قبل انجام شد، سطح آبگرفتگی دریاچه نزدیک به ۱۵.۹ درصد می بود که اکنون به ۱۶ درصد رسیده است اما مسئله مهمتر از این عدد جاری، پتانسیل نهفته در ارتفاعات است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: از آنجا که عمده بارشهای تازه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به طور «برف» می بود، ما زیاد امیدواریم که با گرم شدن هوا در اسفندماه و فروردین، این ذخایر برفی ذوب و بهصورت روانآبهای پایدار داخل بستر دریاچه شوند. نتیجه این فرایند را به طور یک جهش مثبت در آبگیری دریاچه، طی فروردین و اردیبهشتماه سال آینده (۱۴۰۵) ناظر خواهیم می بود تا دریاچه از آن حالت شکنندهای که پارسال توانایی کرد، فاصله بگیرد.
او گفت: در رابطه اکوسیستم پیرامونی هم خوشبختانه تالابهای ۱۱گانه اقماری اطراف دریاچه، به علت بارشهای موثر، هماکنون حالت نسبتاً خوبی دارند. پیشبینیها مشخص می کند بارشها در ماههای پایانی سال و ابتدای سال آینده در حد نرمال باقی بماند و قطعاً سال آبی جاری برای تالابهای سرزمین زیاد بهتر از سال قبل خواهد می بود.
لاهیجانزاده در جواب به این سوال که که در سال قبل حقآبه تالابها تامین شد؟ او گفت: قانون تکلیف را کاملاً روشن کرده است. فرایند حقآبه دو بازوی مهم دارد؛ تعیین نیاز آبی که ماموریت ذاتی سازمان حفاظت محیطزیست است و فراهم و تخصیص که بر مسئولیت وزارت نیرو قرار دارد. ما در سازمان محیط زیست، تکلیف خود را انجام دادهایم، یعنی مطالعات تعیین نیاز آبی تالابها و رودخانهها را از چند سال پیش تکمیل کردهایم و هر سال نیز رقم های بهروزرسانی شده را رسماً به وزارت نیرو ابلاغ میکنیم.
او گفت: اما در قسمت «فراهم» باید حقیقتهای اقلیمی را هم در نظر گرفت. سال آبی قبل (۱۴۰۳) به هیچ وجه سال خوبی نبوده است. خشکسالی شدید علتشد که وزارت نیرو تنها در نیمه اول سال (پاییز و زمستان) بتواند تا حدودی حقآبهها را فراهم کند. متأسفانه در نیمه دوم سال، به علت شدت بحران آب، عملاً امکان تخصیص حقآبه میسر نشد و وزارت نیرو موفق نشد سهم محیطزیست را بپردازد.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: برای سال آبی تازه، جلسات مستمری را با مدیران حوضههای آبریز برگزار کردهایم تا بر پایه مقدار ذخایر پشت سدها و تعهدات وزارت نیرو، یک تقویم دقیق برای رهاسازی آب تدوین کنیم. پافشاری اختصاصی ما به وزارت نیرو، تمرکز بر «پنج ماه کلیدی» یعنی از آذر تا آخر فروردینماه بهاختصاصی دی، بهمن و اسفند است. اصرار ما بر این بازه وقتی دو علت فنی و مدیریتی دارد.
او گفت: اول این که در این ماهها در مناطق سردسیر سرزمین عملاً کشاورزی نداریم. این یعنی هیچگونه رقابتی برای برداشت آب وجود ندارد و ما میتوانیم بدون تشکیل تنش، حداکثر روانآب حاضر را به پیکره تالابها برسانیم. علت دوم، ماهیت اکولوژیک تالابهای ایران است که زیاد تر «سیلابمحور» می باشند. ما طبق معمولً سیلابهای بزرگ را در همین بازه وقتی تا آخر فروردین داریم به این علت باید از این زمان طبیعی نهایت منفعت گیری را ببریم.
لاهیجانزاده اصرار کرد: این نوشته یک پیششرط فنی هم دارد و آن «لایروبی» است. پیشنهاد همیشگی ما این است که لایروبی انهار و مسیلها باید در فصل خشک (اواخر تابستان تا آبان) انجام شود. اگر این مسیرها باز باشند، به محض وقوع سیلاب در زمستان و بهار، آب بدون مانع و هدررفت داخل تالاب میشود و آبگیری موثری خواهیم داشت.
وی تصریح کرد: در جبهه اول، با دقتی وسواسگونه جلسات مشترک با وزارت نیرو را در همه سطوح — از سطح ملی و مدیران حوضه آبریز گرفته تا کارگروههای استانی—جستوجو میکنیم. مقصد ما در این جلسات این است که حتی از حداقل آبی که بهصورت روانآب در مسیلها جاری میشود نیز نگذریم و آن را به سمت تالابها هدایت کنیم.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: در جبهه دوم یکسری عمل های فنی و مهندسی را روی خودِ تالابها اغاز کردهایم. حقیقت این است که در برخی تالابها شرایط طبیعی برای نگه داری آب مناسب نیست لذا ما با مداخلات فنی چهار تا پنج کار اساسی را انجام میدهیم که دو کارکرد دارند؛ اول این که ورود آب به تالاب را تسهیل و تسریع میکند و دوم این که جلوی خروج و هدررفت آب را میگیرد تا «ماندگاری آب» در داخل کاسه تالاب به حداکثر برسد. این عمل های هماکنون در حال اجراست و مطابق زمانبندی، سال ۱۴۰۵ سالِ به ثمر نشستن و افتتاح این پروژهها است که انشاءالله خبرهای زیاد خوبی را برای مردم و دوستداران محیطزیست به همراه خواهد داشت.
عمل های انجام شده برای جلوگیری از افزایش تلفات فوک خزری
لاهیجانزاده درمورد آخرین عمل های سازمان حفاظت از محیط زیست برای جلوگیری از افزایش تلفات فوک خزری او گفت: فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر است که ذاتاً به مناطق سردسیر علاقه دارد به این علت زیستگاه مهم و محل تجمع آن، نیمه شمالی دریاست و نه سواحل ایران.
او گفت: با این حال، ما اخیراً در نوار ساحلی استانهای گلستان، مازندران و حتی گیلان ناظر لاشههای این حیوان بودیم اما مسئله زیاد مهمی در بازدیدهای اولیه وجود داشت. بر پایه اظهار دامپزشکان معتمد، لاشههایی که به دست ما میرسید کاملاً متلاشی و تجزیه شده بودند و تخمین زده شد که از زمان مرگ آنها یک تا دو هفته قبل است. این یافته علمی یک مطلب اشکار دارد؛ مرگومیر در سواحل ما یا حتی نزدیک به آبهای ما رخ نداده است. این حیوانات در فواصل زیاد دور (در نیمه شمالی خزر) تلف شدهاند و امواج دریا طی این زمان لاشهها را به سمت سواحل جنوبی آورده است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه گفت: در خصوص علت مرگ، گمانهزنیهای علمی بسیاری نقل است که دانشمندان در حال بازدید دقیق آن می باشند. «آلودگیهای نفتی»، «گیر افتادن در تور صیادان صنعتی» و یقیناً «تحول اقلیم» از با اهمیت ترین فرضیهها است. گرمایش زمین علتشده زیستگاههای یخی و برفی که محل استراحت و زادآوری فوکها است، ذوب شود یا دمای آب تحول کند که این کار در کنار افتمنابع غذایی، حیات این گونه را به خطر انداخته است. تحقیقات ما برای یافتن علت قطعی کماکان ادامه دارد.
وی تصریح کرد: ما رویکرد «عکس العمل سریع» را در دستور کار قرار دادیم و برتری ما تکمیل زنجیره مراکز امداد و نجات در همه نوار ساحلی می بود. این شبکه تکمیل شده است. ما کار را از استان گلستان اغاز کردیم، سپس تجهیزات را در مازندران مستقر کردیم و حلقه آخر نیز استان گیلان می بود که مرکز آن نزدیک به دو تا سه ماه پیش افتتاح شد. اکنون این مراکز با وجود دامپزشکان فعال می باشند و خروجی ملموسی هم داشتهاند. ما اقداماتمان را در دو سطح انجام میدهیم.
لاهیجانزاده افزود: در سطح اول، خوشبختانه چندین مورد فوک خزری داشتیم که زنده به ساحل رسیدند/ اینها بلافاصله تحت درمان و تیمار قرار گرفتند و بعد از بازیابی سلامت، با پیروزی در دریا رهاسازی شدند. در سطح دوم که متأسفانه با لاشه حیوان روبه رو میشویم، کار متوقف نمیشود. تیمهای ما بلافاصله اندازهگیریهای دقیق (زیستسنجی) و مثالبرداریهای آزمایشگاهی را انجام خواهند داد. این دادهها برای تکمیل پازل تحقیقاتی ما و فهمیدن علت دقیق مرگومیرها زیاد حیاتی است. در او گفت و گو پایش، ما «پایش هوایی با پهپاد» را اغاز کردیم. این پهپادها به ما امکان خواهند داد تا عمق ۱۰ کیلومتری دریا را رصد کنیم. این تکنولوژی که الان در گیلان زیاد فعال است شدت عمل ما را بالا میبرد تا لاشهها یا حیوانات نیمهجان را زیاد سریعتر اشکار کنیم.
وی تصریح کرد: در حوزه علمی، نمیخواستیم کار بدون پشتوانه آکادمیک باشد. تابستان قبل دبیرخانه حفاظت از فوک خزری را در دانشگاه پرورشمدرس (واحد نور) راهاندازی کردیم تا از ظرفیت اساتید دانشگاه برای آموزش و تحقیق منفعت گیری کنیم اما با اهمیت ترین قسمت، دیپلماسی محیطزیستی است. چون میدانیم بیشترین تلفات در سواحل قزاقستان رخ میدهد، نمیتوانیم جزیرهای عمل کنیم. از طریق وزارت امور خارجه، مکاتبات و جلسات بسیاری (حضوری و آنلاین) با کشورهای همسایه، بهخصوص قزاقستان و ترکمنستان داشتهایم. طرف قزاقستانی هم بهشدت پیگیر است تا بفهمیم ریشه این بحران کجاست؟ این همگرایی منطقهای برای حل معما زیاد حیاتی است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: در خصوص فک خزری، عمل های ما ترکیبی از کار میدانی و ستادی است. در قسمت میدانی، محتوای آموزشی تشکیل کردیم، تابلوهای هشدار و خبررسانی در سواحل نصب شد و مهمتر از همه، پروتکلهای استاندارد برای «امداد و نجات» و «دفن بهداشتی لاشهها» را اجرایی کردیم تا از شیوع احتمالی بیماری جلوگیری شود. در قسمت ستادی نیز کارگروههای استانی برنامه عمل ملی را راه اندازی دادیم تا یقین شویم این برنامه در هر سه استان شمالی مو به مو اجرا میشود.
لاهیجانزاده تصریح کرد: در حوزه گونهای در خطر انقراض نیز ما کارهای فرد دیگر نیز انجام دادیم. ما مطالعات جامع «برسی ریسک گونههای غیربومی» را در کل آبهای ایران (دریایی و داخلی) به پایان رساندیم. در جنوب سرزمین، با همکاری سازمان منطقهای حفاظت از محیطزیست دریایی (راپمی) و کشورهای حاشیه خلیجفارس، یک پروژه مشترک تعریف کردیم. مقصد این پروژه شفافسازی حالت اکولوژیک منطقه می بود که خوشبختانه انجام شد. اکنون ما دقیقاً میدانیم کدام گونههای غیربومی و مهاجر میتوانند صدمهزا باشند و کدام گونههای بومی در لیست قرمز و در خطر انقراض قرار دارند.
او گفت: متأسفانه صید و قاچاق کوسهماهیان یکی از جدیترین چالشهای ما در سواحل مکران و خلیجفارس است. ما برای مقابله با این معضل، همه ظرفیتهای حاضر در سرزمین را بسیج کردهایم.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست اصرار کرد: الان دیگر نوشته فقط محیط زیست نیست بلکه یک همکاری چندجانبه شکل گرفته است. دریابانی، نیروهای نظامی و امنیتی، دستگاه قضایی، یگان حفاظت شیلات و یگان محیطزیست همه انها پای کار آمدهاند و جلسات مشترک مداومی داریم تا جلوی این فعالیت مخرب گرفته شود. از نظر قانونی ما کمبودی نداریم. جرایم زیاد سنگینی برای متخلفان در نظر گرفته شده است و این جرایم توسط دستگاه قضایی با قاطعیت اعمال میشود.
او گفت: در برنامه هفتم، قانونگذار بهطور اشکار بر نوشته «احیا و بازسازی زیستگاههای حساس سواحل و دریای جنوب» اصرار کرده است. این تکلیف قانونی علتشد تا ما تعامل های خود را با مرکز تحقیقات شیلات گسترش دهیم و عمل هایمان را که پیشتر تا حدی پراکنده می بود، اکنون در یک چارچوب منسجم و برنامهریزیشده پیش ببریم. در قسمت مطالعات زیربنایی، کار بزرگ «برسی توان زیستمحیطی» و سنجش «ظرفیت بارگذاری» سواحل مکران به پایان رسیده است، یعنی اکنون دقیقاً میدانیم ظرفیت اکولوژیک منطقه چه مقدار است.
لاهیجان زاده تصریح کرد: در قسمت میدانی هم، «برنامه عمل ملی حفاظت و احیای جنگلهای ساحلی» پیشرفت فیزیکی خوبی دارد. با روندی که در پیش گرفتهایم، امیدواریم بتوانیم تا اغاز سال ۱۴۰۵ این پروژه را به سرانجام رسانده و تکمیل کنیم. ما عمل های را در چند محور موازی پیش میبریم. در قسمت مطالعاتی، قرارداد مهمی برای شناسایی مناطق حساس ساحلی از بندر لنگه تا بندر آفتاب منعقد کردهایم. این پروژه تازه اغاز شده و مقصدگذاری ما این است که مطالعات آن را تا نیمه سال ۱۴۰۵ به پایان برسانیم.
او گفت: در قسمت اجرایی، تمرکز اختصاصیای بر زیستگاههای مرجانی داریم. کارگاههای آموزشی برگزار میکنیم و هم داخل فاز عملیاتی شدهایم. خوشبختانه وزارت نفت پای کار آمده است و احیای مرجانها در جزیره لاوان را با حمایتآنها اغاز کردیم و در جزیره خارگ نیز در حال گسترش این مطرح هستیم.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه گفت: در رابطه جنگلهای حرا، مقصدگذاری بزرگی انجام شده و پیشبینی ما کاشت یک میلیون اصله نهال است که هماکنون فرآیند کاشت آن در سواحل در جریان است.
وی تصریح کرد: در خصوص لاکپشتهای دریایی، ما هرساله برنامه بازسازی زیستگاههای تخمگذاری آنها را در جزایر و کل سواحل استان هرمزگان اجرا میکنیم تا امنیت این گونه در فصل زادآوری تامین شود. همه پایشهای ما بهاختصاصی در عرصه آبسنگهای مرجانی و ذخایر آبزیان با همکاری مستقیم مرکز تحقیقات شیلات انجام میشود. با این حجم از عمل های مشترک و علمی یقین هستیم که در دو سال آینده ناظر اثرات مثبت و واقعی این پروژهها بر کیفیت سواحل و پهنه آبی سرزمین خواهیم می بود.
لاهیجانزاده در خصوص با اهمیت ترین عمل های دفتر معاونت دریایی و تالابها او گفت: یکی از بهترین پروژههای ما که امیدواریم سال آینده به ثمر بنشیند، احیای تالاب بامدژ در شمال اهواز است. این کار را از نزدیک به دو سال پیش با پشتیبانی قسمت خصوصی اغاز کردیم. تا امروز نزدیک به ۱۳۰ میلیارد تومان در این پروژه هزینه و قراردادی به قیمت ۲۰۰ میلیارد تومان دیگر نیز برای تکمیل آن منعقد شده است.
او گفت: اگر فراهم اعتبار مطابق برنامه پیش برود و پیمانکار با همین شدت کار را ادامه دهد، برنامه ما این است که در هفته محیط زیست (خرداد ۱۴۰۵) این پروژه را افتتاح کنیم. با آبگیری کامل این پهنه بینظیر، قطعاً در زمستان سال آینده ناظر تبدیل شدن مجدد آن به کانون مهم مهاجرت پرندگان خواهیم می بود. تأثیر آن بر اقتصاد محلی بسیار خواهد می بود. اولاً او گفت و گو صید و صیادی مجدد جان میگیرد. مهمتر از آن، او گفت و گو دامداری بومی منطقه است. معیشت روستاهای اطراف بامدژ به پرورش گاومیش وابسته است. مردم منتظرند تا با آبگیری تالاب، گلههای گاومیش را داخل آب کنند. این اتفاق رونق اقتصادی چشمگیری تشکیل میکند علاوه بر آن در تلطیف هوا و افت دمای منطقه اهواز نیز زیاد اثرگذار است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: اکنون چندین پروژه فعال داریم که پیشرفت فیزیکی خوبی دارند. یکی از با اهمیت ترین آنها پروژه احیای تالاب گمیشان است که هماکنون عملیات اجرایی آن در جریان است و امیدواریم در هفته محیطزیست سال آینده (خرداد ۱۴۰۵) به منفعتبرداری برسد. در آذربایجان شرقی، پروژه احیای تالاب «قوریگول» را داریم. این تالاب پتانسیل بالایی دارد و با برگشت حیات به آن، به یکی از مقاصد مهم گردشگری منطقه تبدیل خواهد شد. روژه تالاب ارژن هماکنون مرحله های اولیه خود را طی میکند. برنامهریزی ما این است که تا پاییز ۱۴۰۵ بتوانیم شرایط را برای آبگیری مجدد آن فراهم کنیم. تمرکز مهم ما در این پروژهها بر اصلاح فنی مجاری ورودی و خروجی آب است.
لاهیجانزاده در آخر او گفت: پاین چند مورد به علت پیشرفت فیزیکی مناسب، امیدواریم همه انها در سال ۱۴۰۵ افتتاح شوند یقیناً کار متوقف نمیشود. ما همزمان پروژههای جدیدی را اغاز کردهایم که مقصدگذاری افتتاح آنها برای سال ۱۴۰۶ تنظیم شده است.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
