به گزارش آفتاب شرق
در لحظاتی که حوادثی همانند جنگ ، زلزله، سیلاب و یا طوفان رخ می دهد، نخستین چیزی که کودک به آن پناه میبرد نه دیوارهای خانه، بلکه لحن، کلمات و حرکت والدین است. برای بچهها، پدر و مادر با اهمیت ترین نشانه امنیت می باشند و عکس العمل آ نها میتواند تعیین کند هراس کودک به یک شوق قابل مدیریت تبدیل شود یا به اضطرابی عمیق و فلجکننده.
در این چنین شرایطی، با اهمیت ترین ماموریت والدین این است که هراس کودک را بپذیرند، با جملات ساده و آرام با او سخن بزنند و همزمان او را به حرکت ایمن هدایت کنند. توضیح روشن، دوری از واژههای هراسآور و یادآوری این که بزرگترها مواظب امنیت می باشند، به کودک حس کنترل میدهد. در واقع، واژهها در این لحظات میتوانند نقش یک پناهگاه عاطفی را بازی کنند که ذهن کودک را از هراس شدید دور میکند و به او پشتیبانی میکند در دل بحران، هم چنان حس امنیت را توانایی کند.
پذیرفتن هراس؛ اولین قدم برای آرام کردن کودک
یکی از با اهمیت ترین اشتباهات والدین در زمان شنیدن صدای انفجار این است که حس کودک را تکذیب میکنند. جملههایی همانند «چیزی نیست، نترس» احتمالا از روی محبت حرف های شود، اما در عمل علتمیشود کودک حس کند ترسش دیده نمیشود و برای فهمیدن شرایط تنها مانده است.
بهتر است به جای تکذیب، حس او را قبول کنید. جملهای همانند «شنیدی؟ صدای زیاد بلندی می بود، منم شنیدم» به کودک مشخص می کند که احساسش واقعی است و شما هم در کنارش وجود دارید. همین همراهی ساده، از شدت اضطراب میکاهد و به او پشتیبانی میکند از شوک اولیه فاصله بگیرد.
هنگامی کودک میبیند والدینش هراس را میفهمند اما کنترل خود را از دست نمیدهند، یاد میگیرد که حس هراس طبیعی است و میتوان آن را مدیریت کرد. این نخستین قدم برای نگه داری اسایش روانی او در شرایط بحرانی است.
توضیح مختصر و آرام؛ نه فاجعهسازی
سپس از پذیرفتن حس، کودک نیاز دارد بداند چه اتفاقی افتاده است اما این توضیح باید مختصر، ساده و اسایشقسمت باشد.
برای مثالً گفتن این جمله که «این صدا یعنی سیستمهای دفاعی دارن از ما محافظت میکنند» میتواند به کودک تصویری قابل فهمیدن و امن بدهد. او ملزوم نیست جزئیات پیچیده یا ترسناک را بداند، بلکه تنها باید یقین شود که بزرگترها اوضاع را میفهمند و برای نگه داری امنیتش کاری انجام میشود.
در روبه رو، جملههایی همانند «ای وای، باز اغاز شد، بدبخت شدیم» یا گفتن خبرهای تلخ و جزئیات صدمهها، ذهن کودک را داخل چرخه وحشت میکند و حس بیپناهی را افزایش میدهد. در این لحظات، مهمتر از توضیح دقیق حقیقت، انتقال حس امنیت و کنترل شرایط است.
هدایت به حرکت ایمن با زبان حمایتی
در زمان بحران، فقط گفتن جملههای اسایشقسمت کافی نیست، بلکه کودک باید همزمان به یک حرکت ایمن هدایت شود.
به جای تهدید کردن با جملهای همانند «اگه نیای زیر پتو، بمب میخورد بهمون» بهتر است بگویید: «جای امن ما اینجاست، بیا بریم تو اتاق امنمون.»
این نوع گفتن، هم دستور ایمنی را منتقل میکند و هم کودک را نمیترساند. او یاد میگیرد که در زمان شنیدن صدای انفجار باید به یک مکان اشکار برود، بدون این که ذهنش دچار تصاویر ترسناک شود.
کودکان هنگامی بدانند سپس از هر صدا چه کاری باید انجام بدهند، حس اسایش بیشتری دارند. داشتن یک مسیر اشکار، یک اتاق امن یا حتی یک نقطه از خانه که از قبل برای این چنین شرایطی تعیین شده، به آنها حس پیشبینیپذیری و تسلط میدهد.
تبدیل پناه گرفتن به بازی؛ تکنیکی مؤثر برای افت اضطراب
یکی از مؤثرترین راه حلها برای افت هراس کودکان، تبدیل حرکت ایمنی به بازی و رقابت کودکانه است. برای مثالً بگویید: «بیا مسابقه بدیم کی سریعتر میتونه همانند یه لاکپشت بره زیر لاکش.»
این جمله ساده، هم کودک را سریع به محل امن میبرد و هم ذهن او را از فضای تهدید به یک عکس بازیمحور منتقل میکند. هنگامی عمل پناه گرفتن به شکل بازی تعریف میشود، کودک به جای تمرکز بر صدای انفجار، دچار انجام یک مأموریت شوقانگیز میشود.
منفعت گیری از بازی، قصه، نقاشی یا حتی اسمگذاری بامزه برای اتاق امن، به کودک پشتیبانی میکند حس کنترل بیشتری روی شرایط داشته باشد و هراس را بهتر مدیریت کند.
تکنیک تنفس؛ خاموش کردن آژیر اضطراب در بدن کودک
صدای انفجار فقط ذهن کودک را دچار نمیکند، بلکه بدن او هم داخل حالت آمادهباش میشود. تند شدن ضربان قلب، لرزش، گریه یا چسبیدن به والدین عکس العملهای طبیعی بدن به هراس می باشند. در این لحظه، بهترین پشتیبانی، تنفس هدایتشده است. برای مثالً بگویید: «نفس عمیق بکش، بوی این گل رو حس کن… اکنون شمع رو فوت کن.»
این تکنیک ساده علتمیشود تنفس کودک آهستهتر شود و بدن از حالت هشدار خارج شود. منفعت گیری از تصویرسازیهای کودکانه همانند بو کردن گل یا فوت کردن شمع، علتمیشود کودک راحتتر با تمرین همراه شود. حتی چند نفس عمیق ساده میتواند شدت اضطراب را افت دهد و به کودک پشتیبانی کند مجدد حس کنترل بر بدنش داشته باشد.
چهار اصل مهم برای والدین در زمان احادثه
در کنار انتخاب واژههای درست، چهار اصل مهم میتواند به والدین پشتیبانی کند تا برای کودک به یک تکیهگاه واقعی تبدیل شوند.
– کنترل لحن و طنین صدا
حتی اگر واژهها درست باشند، لحن مضطرب میتواند کودک را بترساند. آرام، شمرده و بدون جیغ سخن بگویید کنید. کودک بیشتر از معنی کلمات، از آهنگ صدای شما مطلب امنیت یا خطر را دریافت میکند.
– برقراری تماس پوستی
در بغل گرفتن، گرفتن دست کودک یا نشستن نزدیک او، مطلب امنیت را سریع تر از هر جملهای منتقل میکند. کودکان در بحران بیشتر از هر زمان فرد دیگر به نزدیکی فیزیکی نیاز دارند.
– عادیسازی با صداهای جانشین
منفعت گیری از هدفون، موسیقی ملایم، صدای قصه یا حتی یک صدای آشنا میتواند شدت محرکهای صوتی بیرون را کم کند و مانع از تشدید اضطراب شود.
– منفعت گیری از فعالیت جانشین
سپس از رفتن به محل امن، ذهن کودک را به سمت فعالیتی دیگر ببرید؛ کتاب، نقاشی، بازی با عروسک یا مسابقههای ساده خانوادگی. این کار علتمیشود ذهن از تمرکز روی تهدید فاصله بگیرد.
والدین آرام، کودکان مقاومتر
کودکان بیشتر از آنکه به خود صداها عکس العمل نشان دهند، به عکس العمل والدین جواب خواهند داد. اگر پدر و مادر بتوانند در لحظه بحران آرام بمانند، هراس کودک نیز قابل کنترلتر خواهد شد.
مقصد این نیست که حقیقت نهان شود، بلکه باید حقیقت را در پوششی از امنیت، مراقبت و امید به کودک منتقل کرد. وجود یک بزرگسال آرام، پاسخگو و قابل اتکا با اهمیت ترین عاملی است که میتواند کودک را از صدمه روانی دور نگه دارد.
در زمان انفجار احتمالا دیوارها همیشه نتوانند حس امنیت بدهند اما کلمات درست والدین میتواند برای کودک، امنترین پناهگاه دنیا باشد.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
