به گزارش آفتاب شرق
سالها است «زنان موتورسوار» در شهر، بین یاد گرفتن و نداشتن حق رسمی، معلق ماندهاند؛ آموزش دیدهاند، هزینه دادهاند، زمین خوردهاند و مجدد سوار شدهاند، اما پشت فرمان که مینشینند، هم چنان یک خلأ حقوقی همراهشان است.
اکنون با پچ پچهای صدور گواهینامه موتور برای زنان که از سوی دولت مطرح شد، تکاپوی تازهای در آموزشگاهها و بین هنرجویان شکل گرفته است، امیدی که میتواند موتور را از یک «تخلف پرهزینه» به یک «وسیله نقلیه قانونی» برای زنان تبدیل کند. با این حال، نبوده است ابلاغیه رسمی، این خیز دولت را فعلاً در نقطه انتظار نگه داشته؛ انتظاری که هر روز، زنان بیشتری را به آموزشگاهها میکشاند و همزمان، همان سوال قدیمی را تکرار میکند که در نبوده است گواهینامه، یاد گرفتن موتورسواری چه منفعتای دارد؟
ماجرای موتورسواری زنان، داستان یک خطی نیست و در همین چند روزی که از ۸ بهمن و اظهار خبر نهایی شدن صدور گواهینامه موتور زنان از سوی زهرا بهروز آذر معاون رئیس جمهور میگذرد، کم نبودند اظهارنظرهایی که مسیر این داستان را تحول دادهاند؛ برخی این خبر را بی ربط به شرایط جاری سرزمین و تنها یک تلاش برای کسب وجه دولت میدانند و برخی نیز از لزوم نهایی شدن این تصمیم مهم، سخن بگویید میکنند.
آموزش هست، اما گواهینامه نه!
مرتضی محمدی، یکی از چهرههای فعال در حوزه آموزش موتور به زنان است که در مناطق گوناگون شهر همانند ورزشگاه تختی، کلاسهای آموزشی دارد. ۱۰ سال از وقتی که او آموزش موتورسواری به زنان را اغاز کرد، میگذرد و اکنون با پشتیبانی مربیان زن، شرایط را برای آموزش زنان فراهم کرده است.
محمدی معتقد است که آموزش موتور برای زنان سالها است در جریان است، حتی وقتی که کمتر فردی درمورداش سخن میزد؛ «۱۰ سال پیش احتمالا ۸۰ تا ۹۰ نفر آموزش میدادم، اون زمان، چون مربی کم می بود، برخی از خانمها از شهرستان به آموزشگاه من میومدن، اما اکنون آموزشگاهها زیاد شدهاند و رقابت هم بالا رفته است.»
به حرف های او، زنان از سنین گوناگون برای آموزش مراجعه میکنند، اما بیشترین متقاضیان بین ۲۰ تا ۳۵ سال می باشند؛ «این روزها که خبر صدور گواهینامه اومد، خانمهای بیشتری برای یادگیری بین، از خانمهایی که دوچرخهسواری بلد نیستن تا خانمی که ۶۵ ساله برای یادگیری موتور اومده می بود. کلاسهای ما بر پایه توانایی آدما به شکل خصوصی و عمومی برگزار میشه، در کلاسهای عمومی چند نفر، با هم آموزش میبینن.»
دورههای آموزشی طبق معمولً ۷ جلسه تضمینی است و هزینهها بسته به نوع آموزشگاه، بین ۲ تا ۳ میلیون تومان متغیر است. محمدی توضیح میدهد؛ «آموزشگاهها دو دستهاند؛ بعضیا همانند ما فقط آموزش میدن، برخی هم آموزش و صدور گواهینامه دارن.»
موتور عصای دست زنان کارمند
برخلاف فکر عمومی، موتورسواری برای تعداد بسیاری از زنان نه تفریح، که یک راهحل اقتصادی است. محمدی میگوید زیاد تر هنرجویانش برای رفتوآمد محل کار به سراغ موتور میآیند؛ «هنگامی یک خانم ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیره، نمیتونه هزینههای خرید ماشین را بده و توی این ترافیک شهرهای بزرگ، موتور براش یک وسیله الزامی میشه.»
به حرف های او، زنان به موتورهای دندهای علاقه دارند، اما بهعلت کنترل زیاد تر و حس امنیت، زیاد تر به سمت موتورهای اتومات میروال؛ هرچند کار با آنها هم ساده نیست.
انتظار برای ابلاغیه
با وجود افزایش تقاضا، نبوده است ابلاغیه رسمی صدور گواهینامه، با اهمیت ترین مانع پیشروی زنان موتورسوار است.
در برخی آموزشگاهها، همهچیز برای اغاز رسمی آماده است؛ آموزش یکماهه، ۵ جلسه آنلاین آییننامه و ۵ جلسه عملی، با هزینهای نزدیک به ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، اما تا این مدت جواب نهایی یک جمله است: «بخشنامه نیامده؛ به گمان زیادً سپس از عید.»
به حرف های مسئول ثبتنام یک آموزشگاه در خیابان سیمتری جی، تعداد زنانی که هر روز برای گواهینامه موتور تماس میگیرند یا حضوری سئوال میپرسند، در این زمان افزایش یافته است و این آموزشگاه هم همانند دیگر آموزشگاهها همه جواب را در انتظار برای ابلاغ بخشنامه خلاصه میکند.
نظرهای متفاوت زنان موتور سوار
در این سوی میدان، یعنی نقطهای که زنان موتور سوار یا شیفته موتور ایستادهاند، نظرات متغیری نقل میشود، برخی این گواهینامه را در شرایط جاری سرزمین، جز دغدغه خود نمیدانند و در روبه رو برخی تا این مدت مطالبه خود را پیگیری میکنند.
فرشته که از دهه ۲۰ زندگیاش، منفعت گیری از موتور را یاد گرفته است، اکنون سپس از گذشت ۱۵ سال از اولین تواناییاش، میگوید که بیصبرانه چشم به راه دریافت گواهینامه است؛ «اگه گواهینامه صادر بشه، اولین نفری هستم که برای گرفتنش عمل میکنم، همه ما این را یک گشایش میدونیم؛ این که بدون دردسر، قانونی و با خیال راحت موتورسواری کنیم، یک آرزوئه.»
او میگوید: «باید موتور را بهگفتن یک وسیله نقلیه دید. با این ترافیک و هزینهها، زیادها اصلاً امکان خرید ماشین ندارن وای کاش این محدودیت قانونی رو بردارن.»
نوسان در فروش موتور
رحیمی یک فروشنده موتور در غرب تهران است و این سالها فروشگاههاش چندین دفعه و چندین دفعه مشتریان زن و علاقمند به موتور را به خود دیده است، به خصوص در سالهای تازه که تب موتورسواری در بین زنان ایرانی در شهرهای بزرگ بالا گرفت.
اکنون که خبر صدور گواهینامه موتور برای زنان شکل و شمایل رسمی به خود گرفت و در بین اخبار رسانهها دست به دست شد، حالت فروش در این بازار هم به قول این فروشنده موتور «تکانی» خورده است.
رحیمی در این رابطه میگوید؛ «مشتریای خانم زیاد زیاد تر شدن، تا قبل از این خبرها، برای مثال روزی ۲ تا مشتری خانم میومد، اما الان هر روز نزدیک به ۱۰ نفر بین که میخوان موتور بخرن. خانمها زیاد استقبال میکنن.»
موتورهای مطرح وسپا و کلیک در لیست محبوبهای زنان قرار دارند، موضوعی که این فروشنده موتور در رابطه آن توضیح میدهد: «خانمها زیاد تر جستوجو موتور اتومات هستن و برای سبکی موتورهای مطرح وسپا و کلیک، این مدلها را زیاد تر میخرن.»
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
