افزایش تعرفه های «روان» در میانه جنگ_آفتاب شرق

مریم یزدانی
15 Min Read


به گزارش آفتاب شرق

در این چنین شرایطی، نیاز به خدمات سلامت روان بیشتر از هر زمان فرد دیگر به یک الزام اجتماعی بدل می‌شود. توانایی‌های جهانی نیز نشان داده‌اند که در دوره‌های بعد از مشکلاتهای نظامی و ناآرامی‌های داخلی، مقدار مراجعه به روان‌شناسان و مشاوران به‌ طور درخورتوجهی افزایش اشکار می‌کند؛ از اختلالات اضطرابی و افسردگی گرفته تا نشانه‌های اختلال استرس بعد از سانحه (PTSD).

این در حالی است که تعداد بسیاری از افراد، حتی در اوج نیاز، یا دسترسی مناسبی به خدمات تخصصی ندارند یا به‌ علت هزینه‌های بالا از دریافت این خدمات صرف‌نظر می‌کنند. در ایران نیز، هم‌زمان با تداوم فشارهای اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی، تعرفه‌های خدمات روان‌شناسی به یکی از مانع ها جدی برای دسترسی عمومی تبدیل شده است. برای قسمت درخورتوجهی از جامعه، مراجعه به روان‌شناس نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی است که در عمل، به‌ علت محدودیت‌های مالی به تعویق می‌افتد یا به‌کلی کنار گذاشته می‌شود.

تفاوت تعرفه رسمی و واقعی

آنچه روشن است، این که هزینه‌های خدمات روان‌شناسی، مدام یکی از مانع ها مهم دسترسی مردم به درمان بوده و در سال‌های تازه با افزایش مداوم تعرفه‌ها، این سختی بیش‌ازپیش محسوس شده است. بر پایه آخرین ابلاغیه رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره سرزمین برای سال ۱۴۰۵، تعرفه‌ها به‌ صورت کشوری و برای جلسات ۴۵ دقیقه‌ای تعیین شده‌اند و بر پایه مدرک تحصیلی، سابقه حرفه‌ای و نوع مرکز اراعه‌دهنده متفاوت است. اما آنچه روشن است، تفاوت محسوسی است بین تعرفه رسمی و آنچه در عمل در مراکز مشاوره خصوصی اعمال می‌شود.

بر پایه اظهار سازمان روان‌شناسی، جلسات مشاوره کارشناسان دارای مدرک کارشناسی ارشد در مراکز دولتی دومیلیون‌و ۹۶۳ هزار ریال، در مراکز عمومی غیردولتی پنج‌میلیون‌و ۴۹۴ هزار ریال، در مراکز خیریه و موقوفه هفت‌میلیون‌و ۴۲ هزار ریال و در قسمت خصوصی هفت‌میلیون‌و ۶۴۵ هزار ریال هزینه دارد.

همین خدمات از سوی دارندگان مدرک دکترای تخصصی در مراکز دولتی سه‌میلیون‌و ۵۸۲ هزار ریال، عمومی غیردولتی شش‌میلیون‌و ۶۳۲ هزار ریال، خیریه و موقوفه هشت‌میلیون‌و ۶۹۶ هزار ریال و قسمت خصوصی ۹‌میلیون‌و ۵۰۰ هزار ریال تعیین شده است. برای متخصصان با سابقه بالای ۱۵ سال، این تعرفه‌ها حتی بالاتر است؛ کارشناسان ارشد در قسمت خصوصی تا هشت‌میلیون‌و ۹۵۱ هزار ریال و دکتری‌ها تا ۱۰‌میلیون‌و ۸۰۶ هزار ریال دریافت خواهند کرد.

مانع هزینه

در بین روایت‌های پراکنده از فشارهای روانی بعد از هفته‌ها تنش و توانایی زیسته جنگ، صدای مراجعانی شنیده می‌شود که بیشتر از هر زمان فرد دیگر به خدمات روان‌شناسی نیاز دارند، اما هم‌زمان با مانعی جدی به نام «هزینه» روبه رو‌اند؛ مانعی که گاه آنها را وادار به انتخاب بین سلامت روان و دیگر نیازهای الزامی زندگی می‌کند. مینا، دختری جوان از توانایی‌اش در ماه‌های تازه می‌گوید: «می‌خواستم اغاز اسفند به تراپیستم مراجعه کنم، اما به علت شرایط جنگی، جلسه‌ام کنسل شد.

هنگامی به تراپیستم مطلب دادم، او گفت تنها راه جاری، جلسه تلفنی یا آنلاین در اپلیکیشن‌های داخلی است. من اصلا با این راه حلها راحت نبودم، حس می‌کردم همانند سخن‌زدن با یک دوست معمولی است، نه جلسه درمانی». او تلاش کرده از طریق منشی زمان بگیرد، اما افزایش ناگهانی هزینه‌ها بار دیگر مسیر درمان را دشوار کرده است: «برای یک هفته سپس هنگامی تماس گرفتم، هزینه ۴۵ دقیقه مشاوره شده می بود یک‌میلیون‌و ۹۰۰ هزار تومان. همان روز هم تراپیستم زنگ زد و او گفت کل ساختمان پزشکان بسته است و جلسه نمی‌تواند برگزار شود».

این محدودیت‌ها و افزایش هزینه‌ها، در کنار افتجواب‌دهی روان‌پزشک، مینا را وادار کرده است تا به راه‌حل‌های جانشین روی بیاورد: «نسخه داروهایم را قبل از عید به داروخانه‌ها بردم و با شانسی که داشتم، توانستم چهار تا پنج قرص بگیرم، چون بیمه تقریبا هیچ هزینه‌ای را پوشش نمی‌دهد. تنها کاری که دراین‌بین می‌توانستم انجام بدهم، منفعت گیری از اینترنت و چت‌بات‌هایی همانند چت جی‌پی‌تی می بود تا مقداری حالم بهتر شود».

مینا توضیح می‌دهد که این شرایط، در عمل او را ناچار به افت تعداد جلسات درمان کرده است: «من هفته‌ای یک‌ بار پیش تراپیستم می‌رفتم، اکنون مجبورم هر دو هفته یک‌ بار بروم، و هزینه‌ها هم واقعا سنگین است؛ فکر کنید فقط هزینه تراپی دو بار در ماه، نزدیک به چهار میلیون تومان می‌شود، تازه هزینه روان‌پزشک و دارو هم جداست».

سریعترین موتور جستجوگر خبر پارسی – اخبار لحظه به لحظه از معتبرترین خبرگزاری های پارسی زبان در آفتاب شرق

کاری فرساینده

اما روان‌شناسان از زاویه فرد دیگر به ماجرا نگاه می‌کنند. یک روان‌شناس باسابقه که نخواست نامش در گزارش انتشار شود،با ترسیم تصویری کمتر دیده‌شده از پشت‌صحنه کار درمانی، بر این مسئله پافشاری می‌کند که فکر عمومی از حرفه روان‌شناسی، فاصله درخورتوجهی با حقیقت دارد؛ فاصله‌ای که به‌ حرف های او، گاه به قضاوت‌های نادرست درمورد تعرفه‌ها و هزینه‌های این خدمات منجر می‌شود. او توضیح می‌دهد که کار روان‌شناسی، فقط «گوش‌دادن» به سخن‌های مراجعان نیست، بلکه فرایندی پیچیده و فرساینده است که در آن ذهن و روان درمانگر نیز به‌ طور مستمر دچار می‌شود.

به حرف های این روان‌شناس، روبه رو روزانه با حجم بالایی از اضطراب، سوگ، هراس و مشکلاتهای انباشته‌شده مراجعان، به‌اختصاصی در شرایطی همانند تنش‌های تازه و فضای جنگی، نیازمند تمرکز، توانایی و تاب‌آوری بالاست و همین نوشته، این حرفه را به یکی از مشاغل پرچالش در حوزه خدمات انسانی تبدیل کرده است. با این حال، او پافشاری می‌کند که در عمل، تعداد بسیاری از روان‌شناسان تلاش می‌کنند بین الزام‌های حرفه‌ای و شرایط اقتصادی جامعه، نوعی اعتدال برقرار کنند.

این روان‌شناس در توضیح توانایی شخصی خود می‌گوید: «با وجود تعرفه‌های مصوب، برای مراجعان قدیمی‌ام طبق معمول شرایط اختصاصی‌ای در نظر می‌گیرم. زیاد تر مبلغی کمتر از نرخ رسمی دریافت می‌کنم و حتی به آنها نظر می‌دهم که هزینه جلسات را در دو مرحله پرداخت کنند تا سختی مالی کمتری را متحمل شوند».

به حرف های او، در این رویکرد، برتری نه دریافت کامل و سریع هزینه، بلکه تداوم روال درمان و نگه داری ربط درمانی با مراجعان است؛ به‌اختصاصی در شرایطی که تعداد بسیاری از افراد، تحت فشارهای روانی و اقتصادی هم‌زمان قرار دارند. او توضیح می‌دهد که افزایش تعرفه جلسات برای مراجعان قدیمی‌اش را طبق معمول با فاصله وقتی و با در نظر گرفتن شرایط آنها اعمال می‌کند و نه به‌ صورت ناگهانی. این روان‌شناس این چنین به نحوه تعامل با مراجعان تازه اشاره می‌کند و می‌گوید اگرچه تعرفه‌های رسمی برای آنها لحاظ می‌شود، اما در عمل، بعد از شکل‌گیری رابطه درمانی، انعطاف‌هایی در شیوه پرداخت در نظر گرفته می‌شود. به حرف های او، در تعداد بسیاری از موارد، مراجعان می‌توانند هزینه جلسات را با چند روز تأخیر پرداخت کنند و سخت‌گیری مالی، به‌ طوری که روال درمان را مختل کند، در برتری او نیست.

برگشت مجدد اضطراب

در شرایط بحرانی که جنگ و تنش‌های تازه بر زندگی روزمره سایه انداخته‌اند، تعداد بسیاری از مردم با چالش‌هایی فراتر از اضطراب معمول روبه رو‌اند. بهاره، یکی از این افراد است که سال‌ها است به‌ طور مستمر تحت درمان قرار دارد. او با اشاره به رابطه طویل‌زمان خود با مشاورش، می‌گوید این پیوستگی درمانی، برایش اندوخته‌ای جدی است که به‌سادگی نمی‌تواند آن را کنار بگذارد: «چند سال است پیش یک مشاور می‌روم و در این زمان، با تغییرات گوناگون تعرفه‌ها هم همراه بوده‌ام. اما حقیقت این است که چون او به‌خوبی با ویژگی‌های شخصیتی و شرایط خانوادگی‌ام آشناست، تغییردادنش برایم اصلا منطقی نیست».

با این حال، بهاره پافشاری می‌کند که افزایش مداوم هزینه‌ها، سختی درخورتوجهی بر او داخل کرده است: «طبق معمول سالی دو بار تعرفه‌ها افزایش اشکار می‌کند. آخرین باری که قبل از جنگ، حوالی دی‌ماه مراجعه کردم، هزینه هر جلسه نزدیک به یک‌میلیون‌و ۳۰۰ هزار تومان می بود، اما اکنون که برای سال تازه تماس گرفتم، به یک‌میلیون‌و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است».

او می‌گوید این افزایش، در عمل الگوی مراجعه‌اش را تحول داده است؛ تغییری که به‌ نظر او، درست در وقتی رخ داده که نیازش به جلسات مشاوره زیاد تر از همیشه است: «من درمانم را قطع نکرده‌ام، اما تعداد جلساتم را به‌شدت کم کرده‌ام. قبلا هفته‌ای یک‌ بار یا ماهی دو تا سه جلسه می‌رفتم، اما اکنون مدتی است که به ماهی یک‌ بار رسیده است».

بهاره با اشاره به نااطمینانی‌های شغلی بعد از جنگ و تبدیل قرارداد یک‌ساله کاری‌اش به قرارداد سه‌ماهه و پیامدهای آن بر حس امنیت روانی‌اش، پیش‌بینی می‌کند که در سال اینده، حتی یک جلسه روان‌درمانی در ماه هم سختی بسیاری به لحاظ مالی به او تحمیل کند. او در توصیف حالت روانی خود بعد از تشدید تنش‌ها و حوادث دی‌ماه، از برگشت اضطراب‌هایی می‌گوید که پیش‌تر با صرف زمان و هزینه، تا حدی کنترل شده بودند: «همه تلاشی که کرده بودم تا به یک ارامش نسبی برسم، مجدد از بین رفته. اضطراب‌ها برگشته‌اند و در این چنین شرایطی، همین که نمی‌توانم به‌راحتی به جلسات درمانم ادامه بدهم، خودش به یک منبع اضطراب تازه تبدیل شده است».

بهاره درعین‌حال، با نگاهی دوگانه به قضیه تعرفه‌ها، می‌گوید اگرچه افزایش هزینه‌ها را تا حدی قابل فهمیدن می‌داند، اما معتقد است شدت این افزایش‌ها با توان مالی تعداد بسیاری از مراجعان همخوانی ندارد. او توضیح می‌دهد که پیش‌ازاین، برای فراهم هزینه جلسات، از برخی مخارج شخصی خود همانند خرید لباس یا تفریح صرف‌نظر می‌کرده، اما اکنون حتی این حذف‌ها نیز کافی نیست: «حقیقت این است که دیگر نمی‌شود همه ابعاد زندگی را حذف کرد. آدم به تفریح، به استراحت و به توانایی‌های ساده هم نیاز دارد، اما اکنون مدام باید انتخاب کنیم؛ این که یک هزینه را حذف کنیم تا بتوانیم مشاوره برویم یا برعکس».

چرخه مداوم درگیری ذهنی

در روایتی شبیه، لیلا نیز از توانایی‌ای می‌گوید که در آن، انتخاب‌های اجباری به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ انتخاب‌هایی که به‌حرف های او، خود به چرخه‌ای از اضطراب و ناامنی دامن می‌زند.

او با اشاره به شرایط تازه، توضیح می‌دهد که همان گونه که در دوره جنگ ناچار بوده بین نیازهای اولیه خود دست به برتری‌بندی بزند، اکنون نیز در حوزه سلامت روان با موقعیتی شبیه روبه‌روست: «مدام باید تصمیم بگیرم که کدام هزینه را حذف کنم؛ این که برای مثال سپس از زمان‌ها با دوستانم کافه بروم یا آن را کنار بگذارم تا بتوانم هزینه یک جلسه مشاوره را بدهم».

لیلا معتقد است این حالت، به‌مرور به شکل‌گیری یک چرخه فرساینده منجر می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن، سختی مالی، افت دسترسی به خدمات روان‌شناسی و افزایش اضطراب، یکدیگر را تحکیم می‌کنند. به حرف های او، در این چنین شرایطی، حتی تلاش برای مراقبت از سلامت روان نیز خود به منبعی از نگرانی تبدیل می‌شود؛ «نگرانی از این که آیا می‌توانم این مسیر را ادامه دهم یا نه».

سامانه ۱۹۰

از نظر دیگر، در شرایط بحران و افزایش مشکلات سلامت روان، وزارت بهداشت خدمات مشاوره روان‌شناختی رایگانی را از طریق سامانه ۱۹۰ اراعه می‌دهد. این سامانه با مقصد افت اضطراب عمومی، جواب‌گویی سریع و هدایت افراد به خدمات تخصصی، با شراکت نزدیک به ۷۰۰ کارشناس سلامت روان در سراسر سرزمین فعال است. در توضیح این سامانه حرف های شده که خدمات اراعه‌شده در آن مختصر‌زمان و سریع بوده و برای مدیریت شرایط روانی افراد طراحی شده است. کارشناسان این سامانه، دارای حداقل مدرک کارشناسی ارشد در رشته‌های مرتبط با سلامت روان می باشند و در کنار آنها، استادان دانشگاه به‌گفتن پشتیبان علمی وجود دارند.

وزارت بهداشت اظهار کرده روزانه نزدیک به شش هزار تماس در این سامانه جواب داده می‌شود و افراد می‌توانند با شماره‌گیری ۱۹۰ و انتخاب گزینه سلامت روان، از ساعت هشت صبح تا ۱۲ شب به مشاوره رایگان دسترسی اشکار کنند. به حرف های مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، توانایی اراعه مشاوره تلفنی در مشکلاتهایی همانند کرونا نشان داده است که این روش می‌تواند اضطراب عمومی را افت دهد، تاب‌آوری جامعه را افزایش دهد و افراد را به‌ صورت موثر به مراکز تخصصی هدایت کند. این خدمات محدود به شرایط بحران نیست و برنامه‌ریزی شده تا به‌گفتن یک ابزار پایدار در حوزه سلامت روان، حتی بعد از بحران ادامه یابد

دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی

اخبار اجتماعی

اخبار ورزشی

فرهنگ وهنر

اخبار تکنولوژی

کسب وکار

Share This Article