به گزارش آفتاب شرق
استرس در زندگی ما دیگر یک مهمان ناخوانده نیست؛ بلکه همانند مستأجری است که تصمیم رفتن ندارد. بیثباتی اقتصادی، گرانی، بیکاری و مبهمبودن آینده اکثر ما را در یک حالت دائمی از وحشت و اضطراب نگه داشته است. اما مسئلهای که تعداد بسیاری از مردم نمیدانند این است که تابآوری یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه مهارتی آموختنی است. دلنشین اینجاست که برخی از مؤثرترین ابزارها برای تحکیم این توانایی، نه از دنیای روانشناسی، بلکه از دنیای تئاتر و هنر بداههپردازی میآیند.
در این مقاله تصمیم داریم سه تمرین خاص و الهامگرفته از هنر بداههپردازی را معارفه کنیم که نهتنها توسط بازیگران، بلکه توسط رهبران و تیمهای بزرگ برای عبور از عدم قطعیت منفعت گیری میشود. این تکنیکها احتمالا در ظاهر ساده به نظر برسند، اما تأثیر آنها شگفتانگیز است؛ چون دقیقاً با مکانیسم جواب به استرس در مغز هماهنگ می باشند. بیایید ببینیم چطور میتوانیم با چند تحول ذهنی کوچک، آشوب زندگیمان را مقداری آرام کنیم.
۱. تکنیک «بله، و»
همه ما این شرایط را توانایی کردهایم: پروژه کاریمان در لحظه آخر تحول میکند یا بازار یک دفعه سقوط میکند. عکس العمل غریزی ما طبق معمولً این است که مقاومت میکنیم، نومید میشویم یا خشکمان میزند. هنگامی مغز تهدیدی را حس میکند، بدن را پر از کورتیزول و تمرکز ما را فقط به بقا محدود میکند. اما در بداههپردازی، قانون بنیادین «بله، و» حاکم است. این قانون به معنی توافق کورکورانه با شرایط حاضر نیست، بلکه به معنی پذیرفتن حقیقت (قسمت «بله») و سپس ساختن چیزی تازه برپایه آن (قسمت «و») است؛ حتی اگر آن حقیقت چیزی نباشد که میخواستید.
از نظر سیستم عصبی، این رویکرد مقاومت را کم میکند و شما را از حالت جنگوگریز به حالتی انعطافپذیر و راهحلمحور میبرد. برای مثال، در دوران همهگیری، رستوراندارانی که حقیقت را پذیرفتند و به آن بله انها گفتند، و سپس به سمت فروش غذای بیرونبر («و») رفتند، موفق شدند.
دفعه سپس که استرس سراغتان آمد، با خود بگویید:
«بله، این اتفاق افتاده است. و اینجا یک کار کوچکی هست که میتوانم انجام دهم.»
۲. اخراج قاضی درونی
یکی از عواملی که علتمیشود در استرس گیر کنیم، صدای انتقادگر درونی است که مدام میگوید: «این ایده احمقانه است» یا «اینبار هم خراب میکنی». در بداههپردازی، وقتی برای این نشخوار فکری وجود ندارد؛ شما باید قبل از این که بیشازحد فکر کنید، دست به عمل شوید.

در کارگاههای آموزشی تئاتر، تمرینی به نام «اخراج قاضی» وجود دارد. در این تمرین، افراد عکس منتقد درونی خود را مجسم میکنند و سپس بهصورت دستهجمعی او را اخراج میکنند تا از قضاوتکردن خود و دیگران دست بردارند. تحقیقات مشخص می کند که خودانتقادی با اضطراب بالا مرتبط است، درحالیکه افت آن از طریق شفقت با خود، تنظیم اضطراب و انعطافپذیری شناختی را بهبود میبخشد. هنگامی قضاوت را کنار میگذارید، ذهن شما تیزتر و سبکتر میشود.
۳. انجام کارهای شگفت
یکی از سریعترین راهها برای متوقفکردن چرخه استرس، انجام کاری است که مقداری مسخره به نظر میرسد. در بداههپردازی، جادو در «شگفتبودن» است. کارهایی همانند راهرفتن به عقب زمان سخنرانی یا سخنزدن با زبان مندرآوردی، تفکر متکی بر عادت را میشکند. این کار دو منفعت دارد: اول این که حرکت و ژست بدن به تنظیم احساسات پشتیبانی میکند. دوم این که ذهن را برای احتمالات تازه آماده میسازد.
یک تمرین سه دقیقهای ساده این است: ۱. به اشیای اطراف اشاره کنید و نام درست آنها را بگویید (برای مثالً به میز اشاره کنید و بگویید «میز»). این کار را ۳۰ ثانیه انجام دهید. ۲. اکنون تحول دهید؛ به اشیا اشاره کنید و نامی کاملاً بیربط به آنها بدهید (برای مثالً به صندلی اشاره کنید و بگویید «زرافه»).

این کار احتمالا احمقانه به نظر برسد، اما تحقیقات نشان داده است که نامگذاری اشیا دقت را به لحظه حال میآورد و شکستن عامدانه الگوهای فکری، جمود شناختی را از بین میبرد و راه را برای حل قضیه خلاقانه باز میکند.
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
