به گزارش آفتاب شرق
در خبری ناگوار برای اهالی سینما، امروز صبح ۲ مهر ۱۴۰۴، رسانهها تایید کردند که کلودیا کاردیناله ستاره محبوب سینمای ایتالیا و جهان در سن ۸۷ سالگل درگذشته است. کلودیا کاردیناله با نام مهم کلود ژوزفین رُز کاردینال در تاریخ ۱۵ آوریل ۱۹۳۸ در تونس از پدر و مادری فرانسوی و سیسیلی متولد شد. کاردیناله قرار می بود فرد فرد دیگر شود (یک معلم مدرسه) و هیچ زمان تصمیم نداشت بازیگر شود. او بعد از این که به طور اتفاقی در سال ۱۹۵۷ در یک مسابقه زیبایی در تونس شرکت کرد، کشف شد و جایزه این مسابقه که سفر به جشنواره فیلم ونیز می بود، زندگی او را برای همیشه تحول داد. انگارً کاردیناله به طور اجباری به روی صحنه رفت و بقیه ماجرا همانطور که میگویند، جزیی از تاریخ شد.
از همان ابتدا در دوران حرفهایاش، کلودیا کاردیناله در کنار برخی از بزرگترین کارگردانان اروپا همانند فدریکو فلینی، سرجیو لئونه و لوچیانو ویسکونتی قرار گرفت. او این چنین با تعداد بسیاری از بازیگران سرشناس آن زمان سینمای جهان همبازی شد. همه میخواستند در کنار او باشند، از جمله بازیگرانی همانند مارلون براندو که به نظر میرسد تلاش کرده زن زیبای سینمای ایتالیا را اغوا کند، اما کلودیا زیاد مودبانه به او او گفت «برو گم شو». اما این بدان معنی نبوده است که کاردیناله تحت تاثییر توجهات به خود قرار نگرفت. کاردیناله خاطرات خوبی از ساخت فیلم The Pink Panther (1963) با پیتر سلرز و دیوید نیون دارد. او در رابطه نیون حرف های است: «دیوید نیون، هنگامی من را دید، او گفت: کلودیا، [به جز] اسپاگتی، تو بهترین اختراع ایتالیا هستی.»

او که وقتی به گفتن جواب ایتالیا به بریژیت باردو فرانسوی شناخته میشد، توانسته است در ۶۰ سال در صنعتی که همیشه با زنان مهربان نبوده، دوام بیاورد. اولین وجود سینمایی کلودیا کاردیناله در فیلم زیبای فرانسوی Goha می بود که در سال ۱۹۵۸ در تونس فیلمبرداری شد. این نقش کوچک به مجموعهای از نقشهای مکمل در اواخر دهه ۵۰ منجر شد. اولین قرارداد مهم کاردیناله کاملاً بر حرفه و زندگیاش کنترل داشت. این ستاره سینمای ایتالیا در اواخر دهه ۵۰ با تهیهکنندهاش و بعدها شوهرش فرانکو کریستالدی (که ۱۴ سال از او بزرگتر می بود) رابطه کاری و عاشقانه محکم و طویل برقرار کرد، تهیهکنندهای قوی که محدودیتهای بسیاری برای کلودیا اعمال کرد.
کلودیا حق نداشت موهایش را مختصر کند، اجازه اضافه وزن نداشت و همه فیلمهایش به طور خاص توسط کریستالدی انتخاب میشد. بزرگترین تحقیر برای کاردیناله وقتی رقم خورد که کریستالدی از او خواست که به رسانههای جهانی بگوید که پسرش پاتریک، که او در اواخر نوجوانیاش از یک رابطه ناخوشایند با یک مرد فرانسوی مسنتر به دنیا آورده می بود، برادر کوچکترش است. کریستالدی این چنین تصمیم گرفت پسر نوزادش را برای زندگی نزد خانوادهاش بفرستد. کلودیا این راز را تا سال ۱۹۶۷ آشکار نکرد.

در همه این سختیها، کلودیا کاردیناله با وقار و تواضع خود را نگه داری کرد. به حرف های خود او، بعد از نه سال ازدواج، کلودیا بالاخره در سال ۱۹۷۵ از دستان کنترلگر شوهر سابقش فرار کرد. سپس از طلاق، کلودیا عاشق فیلمساز ایتالیایی فرد دیگر به نام پاسکواله اسکوتیری شد. (رابطه آنها زیاد تر به گفتن یکی از پرشورترین داستانهای عاشقانه سینمای ایتالیا توصیف میشود.) دلنشین اینجاست که هرچند آنها دختری به نام کلودیا داشتند، اما این دو هیچ زمان رسماً ازدواج نکردند، چون کاردیناله به شدت بر نگه داری استقلال جدیداً بدست آمده خود پافشاری داشت.
کاردیناله یک بار او گفت که «سینما زندگیام را نجات داد» و به او دلیلی برای دستیابی به چیزهای بزرگتر و پشتیبانی به نیازمندان، به اختصاصی زنان جوان، داد. او در این باره حرف های است: «…با اشتیاق و ضمانت به نیازهای زنان دقت خواهم کرد و بیوقفه برای حقوق آنها مبارزه خواهم کرد.»

این نوشته زیاد تر از هر چیزی در کارهایی که کاردیناله به گفتن سفیر حسن نیت یونسکو برای دفاع از حقوق زنان انجام میداد مشهود است. او این چنین از لحاظ سیاسی تمایلات لیبرال داشت و برای ایدهآلهای فمینیستی و حقوق افراد متفاوت مبارزه میکرد.
کلودیا کاردیناله در بیشتر از ۱۴۰ فیلم بازی کرد که عمدتاً در سینمای اروپا و چند فیلم هالیوودی برجسته را شامل میشد. انتخاب او برای پیوستن به سینمای اروپا یک حرکت استراتژیک می بود، چون کاردیناله به طور کلی از سیستم هالیوود نفرت داشت. او یک بار در این باره حرف های می بود: «من از سیستم ستارهای خوشم نمیآید. من یک انسان معمولی هستم. من دوست دارم در اروپا زندگی کنم. من چندین دفعه به هالیوود رفتهام اما نمیخواهم قراردادی امضا کنم.»
بدون هیچ مقدمهی بیشتری، در اینجا ده فیلم برتر کلودیا کاردیناله که به نظر ما بهترین آثار او می باشند، معارفه میشود. از تماشای آنها لذت ببرید.

۱۰. A Girl in Australia (1971)
تعداد بسیاری از فیلمهای اولیه کلودیا کاردیناله به تثبیت جایگاه او به گفتن یک نماد جنسی افسانهای در دهه ۱۹۶۰ پشتیبانی کرد. (سه فیلم برجسته که در این فهرست نیامده اما به علت قیمتهای منفعت گیری از عکس کاردیناله با لیاقت ذکر می باشند عبارت هستند از: Cartouche (1962)، The Professionals (1966) و Don’t Make Waves (1967) در کنار تونی کرتیس.) اما با بازیهای شگفتانگیز در مجموعهای از فیلمها در دهههای ۷۰ و ۸۰ ، او جایگاه خود را به گفتن یکی از بزرگترین بازیگران زن سینمای ایتالیا تثبیت کرد. یکی از این بازیها در فیلم کمدی دختری در استرالیا به کارگردانی لوئیجی زامپا می بود که به کاردیناله جایزه بهترین بازیگر زن در جوایز دیوید دی دوناتلو، معادل جوایز اسکار در ایتالیا، را داد.
این فیلم به طور کامل در استرالیا با یک گروه فیلمسازی ایتالیایی فیلمبرداری شده و یک کلاسیک کمیاب است که در یوتیوب میتوان پیدایش کرد. در این کمدی ایتالیایی، آمدئو (با بازی آلبرتو سودی) شخصیت مرد مهم فیلم، ۲۰ سال در استرالیا زندگی کرده است. او یک تلفنچی خجالتی و سختکوش است که رویای ازدواج دارد، اما نمیتواند همسر مناسبی اشکار کند. به این علت برای اشکار کردن همسر به سراغ موطن خود رفته و از طریق نامه نگاری یک زن ایتالیایی برای خود اشکار میکند. اینجاست که کارملا (با بازی کلودیا کاردیناله) داخل داستان میشود، یک دختر زیبای روسپی اهل کالیبری که از دست دوستپسر سوءاستفادهگر خود فرار کرده است. به طور کلی، سودی و کاردیناله هر دو در این فیلم بسیار دلنشین بازی میکنند.

۹. The Day of The Owl (1968)
فیلم درام جنایی خشن روز جغد به کارگردانی دامیانو دامیانی داستان یک افسر پلیس ایتالیایی با بازی فرانکو نرو را روایت میکند که به یک شهر کوچک در منطقه سیسیل میرود تا در رابطه قتل یک کارگر ساختمانی تحقیق کند. در تحقیقات خود، او فهمید میشود که شوهر رُزا نیکولوسی (با بازی کاردیناله) ناپدید شده است. همه شواهد نشان خواهند داد که یک مخفیکاری در حال انجام است که مافیا و نفوذ آنها در شهر نیز در آن سهم دارد. بازیها در کل زیاد خوب می باشند، به اختصاصی بازی کاردیناله که زیاد بینقص و اغواگرانه در نقش رُزا ایفای نقش میکند؛ زنی که بین تحقیقات پلیس و سختی مافیا دچار شده است، جایی که اگر بخواهی زنده بمانی، سکوت کردن حیاتی است.

۸. Fitzarraldo (1982)
بازیگران معدودی میتوانند ادعا کنند که در بیشتر از صد فیلم بازی کردهاند. هنگامی اخیراً در اغاز سال ۲۰۲۳ از کاردیناله پرسیدند که فیلم مورد علاقهاش در کارنامه بازیگری خود کدام است، او جواب داد: «خدای من، من اینقدر فیلم بازی کردهام که نمیدانم کدام یکی را زیاد تر از همه دوست دارم. احتمالا روزی روزگاری در غرب، و سپس زیاد فیلمهای دیگر.» دیگر فیلمهای برجسته شامل فیلم حماسی و درام ماجراجویی فیتزکارالدو به کارگردانی ورنر هرتزوگ در سال ۱۹۸۲ است که در آن کاردیناله در نقش مالی، مادام یک خانه فساد بازی میکند که به فیتزکارالدو (با بازی کلاوس کینسکی) پشتیبانی مالی میکند تا رویایش برای ساخت خانه اپرا در جنگل را محقق کند. انگارً سالها پیش از اظهارنظرهای اخیرش، فیتزکارالدو «بهترین ماجراجویی زندگی» کاردیناله بوده و به گمان زیادً تا این مدت هم همینطور است. در این فیلم، بازی کاردیناله بسیار می بود و او بار فیلم را به گفتن یک زن با عقل سلیم در روبه رو پروژههای پرتنش و رویای دیوانهوار کینسکی و هرتزوگ در جهت ساخت فیلمی در پرو به دوش میکشد. با وجود مشکلات مستند و شناخته شده در زمان فیلمبرداری، فیتزکارالدو یک گوهر نادر در دوران حرفهای طویل کاردیناله است که به نوعی به گفتن یکی از آخرین فیلمهای بزرگ او نیز شناخته میشود.

۷. A Girl With A Suitcase (1961)
یک فهرست منتخب از فیلمهای برتر دوران حرفهای کلودیا کاردیناله که در آنها اراده آتشین، صدمهپذیری احساسی و هوش سینمایی او درخشیده، گسترده و متنوع خواهد می بود. با این وجود، بهترین نقطه برای اغاز این چنین لیستی، فیلم دختری با یک چمدان به کارگردانی والریو زورلینی است که در آن کاردیناله بازی تکاندهندهای در نقش یک دختر رقاص و خواننده دارد که با دو برادر داخل رابطه میشود. کاردیناله در اینجا نقش دختری پرشور اما سادهدل را بازی میکند که با یک جوان خوشزبان آشنا میشود، مردی که به او قول میدهد در رسیدن به آرزویش برای تبدیل شدن به یک بازیگر به او پشتیبانی کند. هنگامی آن مرد دلش را میشکند، برادر جوان آن مرد چربزبان، لورنزو، به شدت تحت تاثییر قرار گرفته و همه تلاشش را میکند تا جبران کند. در این فرآیند، آیدا (کاردیناله) عاشق لورنزو میشود، اما تفاوت سن آنها تهدیدی برای رابطهشان تشکیل میکند.

۶. Claretta (1984)
در دهه ۷۰، تحول ریتمی از زیاد فیلمهای وسترن اسپاگتی ایتالیایی در دهه ۱۹۶۰، کاردیناله در دو فیلم جنایی ایتالیایی تحسینشده بازی کرد: I Guappi (Blood Brothers) (1974) و Il Prefetto di Ferro (The Iron Prefect) (1977) که در این دهه به شدت محبوب شدند. این دو فیلم توسط پاسکواله اسکوتیری، کارگردان ایتالیایی، ساخته شدند که در نهایت به عشق زندگی کاردیناله تبدیل شد. احتمالا بخواهید بدانید که کاردیناله بین سالهای ۱۹۷۴ تا ۲۰۱۱، در ۹ فیلم به کارگردانی اسکوتیری بازی کرده است. آخرین فیلم آنها Father (2011) می بود، داستانی جنایی در رابطه مافیا که در فیلادلفیا اتفاق میافتد.
اما احتمالا بهترین بازی او در فیلمهای اسکوتیری در درام تاریخی ایتالیایی کلارتا در سال ۱۹۸۴ باشد، جایی که کاردیناله نقش معشوقه دیکتاتور ایتالیا، بنیتو موسولینی، را ایفا میکند که ۱۰ سال است با او رابطه دارد. بازی قوی کاردیناله در فیلم کلارتا علتشد که او جایزه نسترو د’آرجنتو برای بهترین بازیگر زن را دریافت کند. این فیلم در روزهای اول اکران خود جنجالی می بود، اما اسکوتیری فیلم خود را دفاع کننده فاشیستم نمیدانست. مطابق حرف های کارگردان، این فیلم فقطً داستان زندگی و مرگ کلارتا پتاچی را روایت میکرد، که در تراژدی یونانی خود دچار شده می بود.

۵. La Ragazza di Bube (Bebo’s Girl) (1963)
در سال ۱۹۶۳، مجموعهای از فیلمها علتشد که کاردیناله خود را در نقشهای دراماتیک و کمدی گوناگون غوطهور کند. در کمدی پلنگ صورتی ساخته بلیک ادواردز، کاردیناله اولین وجود خود را در هالیوود توانایی کرد؛ و در یک نقش جدیتر، او در فیلم ½۸ از فدریکو فلینی و در درام تاریخی پلنگ (II Gattopardo) ساخته لوچیانو ویسکونتی بهگفتن ایفای نقش کرد. برخی بر این باورند که تنها همین دو فیلم کافی می بود تا جایگاه کاردیناله را در تاریخ سینما تثبیت کند.
اما کاردیناله تا این مدت همه نشده می بود و در همان سال در فیلم La Ragazza di Bube (دختر بیبو) به کارگردانی لوئیجی کومنچینی نیز بازی کرد. در Bebo’s Girl، کاردیناله نخستین جایزه نسترو دِ آرجنتو (جایزه بهترین بازیگر زن) را برای بازی در نقش یک زن جوان که عاشق یک پارتیزان میشود، دریافت کرد؛ مردی که شخصیت کاردیناله در این فیلم عاشقش میشود فردی است که سپس از دو قتل، تحت تعقیب قرار میگیرد. در آخر، شخصیت کاردیناله باید تصمیم بگیرد که در کنار این مرد بماند یا تنها به زندگی خود ادامه داده و راه خود را برود.

۴. The Leopard (1963)
بیشتر از هر چیزی، کاردیناله عاشق همکاری با کارگردانان ایتالیایی می بود و همکاری با فیلمسازانی همانند فلینی، لئونه و بهاختصاصی ویسکونتی که او به شدت از آنها تقدیر میکرد، برای او یک انتخاب آسان می بود. در کل، کاردیناله در چهار فیلم ویسکونتی بازی کرد: Rocco and his Brothers (1960، The Leopard (1963)، Sandra (1965) و Conversation Piece (1974). تحت کارگردانی ویسکونتی، او به یک بازیگر جدی تبدیل شد.
در II Gattopardo (پلنگ)، جایی که بِرت لنکستر که بهگفتن انتخابی الهامقسمت برای این نقش شناخته میشود، میتوان همین را در رابطه کاردیناله نیز او گفت که هر رویای مردانهای را در نقش آنجلیکا، دختر یک زمیندار بورژوا، در درام تاریخی ویسکونتی در بحبوحه تغیرات اجتماعی سیسیل دهه ۱۸۶۰، تجسم میکند. به طور خلاصه، کاردیناله در نقش آنجلیکا کاملاً درخشان ظاهر میشود. با اهمیت ترین صحنههای او به گمان زیادً در قسمت سوم فیلم از راه میرسد. و آن صحنه طویل رقص است که در آن آنجلیکا از بِرت لنکستر بهگفتن دون فابریتزیو کُورنر، شاهزاده سالینا، میخواهد با او برقصد. بعد از مقداری تردید، او با کمال ادب میپذیرد. این صحنه پیشدرآمدی برای یکی از شگفتانگیزترین صحنههای رقص در تاریخ سینما است که ۴۵ دقیقه به طول میانجامد. (ویسکونتی برای آمادهسازی این صحنه طویل رقص آن را بهطوری تمرین کرد که گویی یک نمایش تئاتر است. تمرین برای این سکانس نزدیک به دو هفته طول کشید تا با دقت اجرا شود). این چنین کاردیناله در این فیلم یکی از دو باری که با آلن دلون همبازی شد را توانایی کرد.

۳. Sandra (1963)
در ساندرا تاثییر ویسکونتی، کاردیناله در نقش ساندرا بازی میکند، زن جوانی که به خانه خود بازمیگردد تا از مادر و پدرخواندهاش انتقام بگیرد، چون آنها را عامل خیانت به پدرش میداند که توسط نازیها کشته شده است. در این ملودرام ایتالیایی یک راز تاریک نیز نهفته است که به ساندرا و برادرش مربوط میشود. آلن شرتول از The Village Voice در این باره حرف های است: « صورت اشکآلود کاردیناله در ساندرا زیباترین خرابه ایتالیا است.» با این حال، با غم و اندوهی و یقیناً نفرتی که در چهره او نمایان است به راحتی میتوان فهمیدن کرد که چرا کاردیناله در ساندرا این چنین خوب است. تماشای این فیلم تراژیک و تاریک مقداری دشوار است، اما یکی از نقشهای دراماتیک برجسته کاردیناله و یکی از بهترین نقشآفرینیهای او نیز به شمار میآید.

۲. ۸ ½ (۱۹۶۳)
کلودیا کاردیناله چندین دفعه حرف های است که زیاد خوششانس بوده که در طول دوران حرفهای درخشانش توانسته با برخی از بزرگترین استادان سینمای ایتالیا همکاری کند. به گفتن مثال، فدریکو فلینی و لوچیانو ویسکونتی مطابق حرف های کاردیناله، استادان حرفه خود بودند اما تفاوتهای بسیاری داشتند؛ فلینی بهطور کامل به بداههسازی وابسته می بود، در حالی که با ویسکونتی، کار به همانند یک نمایش تئاتر پیش میرفت. در یک مسئله جزیی دلنشین از تاریخ سینما، کاردیناله همزمان با ساخت فیلم پلنگ ساخته ویسکونتی و ۸ ½ ساخته فلینی، در تابستان ۱۹۶۲ دائماً بین لوکیشنهای فیلمبرداری دو فیلم در رم و سیسیل در رفت و آمد می بود.
بهطور قاطق میتوان او گفت که هنگامی از فلینی سخن بگویید میکنیم، زیاد تر او را با فیلم ۸ ½ به یاد میآورید، شاهکار سیاهوسفید و شیک این نابغه ایتالیایی. ربط بین ۸ ½ و کاردیناله در این لیست آشکار است چون کاردیناله بازیگر زن مهم فیلم می بود. فلینی کاردیناله را برای فیلم خود انتخاب کرد چون او را الهامقسمت خود برای این چنین داستانی میدید. در ۸ ½، کاردیناله به زیباترین شکل ممکن نسخهای از خود را بازی میکند؛ زنی ایدهآل که توسط شخصیت گوییدو با بازی مارچلو ماسترویانی، قهرمان و شخصیت مهم فیلم، تعقیب میشود.
در حالی که چیزهای بسیاری در رابطه بازی کاردیناله در ۸ ½ میتوان او گفت، چرا به جای آن کلام آخر را به رابرتا چیابارا، کارشناس فیلم ACMI نسپاریم که در این باره او گفت: «بازی درخشان کاردیناله در ۸ ½ فلینی — چهره، صدا و وجود درخشان او — همانند موجی است که در برخی از با اهمیت ترین فیلمهای سینمایی دهه ۱۹۶۰ ایتالیا جریان دارد.»

۱. Once Upon A Time In The West (1968)
در حال یکه تا این مدت در رابطه کارگردانان ایتالیایی سخن بگویید میکنیم، کاردیناله رابطه کاری شگفتانگیزی با سرجیو لئونه، کارگردان مشهور فیلمهای وسترن اسپاگتی نیز داشت، و به خصوص در فیلم روزی روزگاری در غرب که این دو به گفتن کارگردان و بازیگر زن نقش مهم در آن وجود داشتند. در بهترین لحظه سینمایی خود روی پرده، لئونه شخصیت جیل مکبین با بازی کاردیناله را در ایستگاه قطار فلگاستون به مخاطب معارفه میکند. او تنها ایستاده و بهنظر میرسد که نمیداند چرا شوهرش برای ملاقات با او نیامده است، سپس از ایستگاه خارج شده و داخل شهر میشود. در اینجا لئونه یکی از بهترین نماهای تاریخ سینما را خلق میکند که دوربین رفته رفته بالا میرود و ایستگاه را از بالا به عکس میکشید و جیل را در حال عبور از وسط شهر جستوجو میکند؛ در حالی که موسیقی بسیار انیو موریکونه نیز او را همراهی میکند.
بهترین کارگردانان ایتالیایی تاریخ سینما؛ از «روبرتو روسلینی» تا «میکل آنجلو آنتونیونی»
دلنشین است که در پوستر تبلیغاتی فیلم در آمریکا (طراحی توسط فرانک مککارتی) جمله دلنشین و جالبی نوشته شده است: «سه مرد در زندگی او بودند. یکی برای گرفتن او… یکی برای دوست داشتن او – و یکی برای کشتن او.» در حالی که جملات دلنشین اینچنینی بعضی اوقات امکان پذیر گمراهکننده باشند، این جمله تقریباً به حقیقت نزدیک است. با این حال، کاردیناله نقش یک بیوه را بازی میکند که حتی با تهدید به خشونت فیزیکی و جنسی از سوی مردان، تسلیم خواستههای آنان نمیشود. این چنین باید او گفت که نقش جیل در این فیلم تقریباً در هر معنی عملی یک پیروزی فمینیستی برای کاردیناله است، چیزی که کاردیناله در آن زمان از آن لذت میبرد و در زندگی غیرسینماییاش نیز جستوجو میکرد. او این چنین شخصیت مرکزی فیلم است، قطبنمای اخلاقی و محملی که از طریق او ناظر اعمال وحشتناک مردان در دنیای وحشی غرب لئونه هستیم.
جینا لولوبریجیدا؛ بیوگرافی بازیگر ایتالیایی که محبوب فیدل کاسترو و دشمن سوفیا لورن می بود
دسته بندی مطالب
اخبار سلامتی
